صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 33

موضوع: ایا یه خون اشام میتونه عاشق بشه ؟

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    903
    نوشته ها
    411
    امتیاز
    2,073
    پسندیده
    776
    مورد پسند : 885 بار در 375 پست
    میزان امتیاز
    2

    ایا یه خون اشام میتونه عاشق بشه ؟

    دوستان صحبت هایی درباره ی این شد که ایا یه خون اشام میتونه عاشق بشه ؟؟؟ اینطور شد که این تاپیک زاده شد
    خو حالا ما میخوایم صحبت کنیم راجب اینکه یه خون اشام میتونه عاشق بشه ؟؟
    دلیلتون رو برای این که میتونن یا نمیتونن عاشق بشن رو هم بگین
    نظر شما راجب کتاب های ومپایر دایرز و توایلایت و بوسه های خون اشام چیه ؟؟؟؟
    نظر هر کی محترمه
    امضای ایشان
    ....YOUR LOVE AS SWEET AS SUGAR
    ?CAN YOU TELL ME HOWTO FORGET

  2. 5 پسندیده توسط:


  3. Top | #11
    بوفچه
    [QUOTE=proti;28265]
    نقل قول نوشته اصلی توسط Lady Joker نمایش پست ها
    دوستان جوکر هم عاشق هارلیست اما قدرت درک عشق رو نداره! عشق از مغز نمیاد برای همین اکثرن مسترمایندها نمی تونن بفهمنش. جوکر رو مثال می زنم چون یه شخصیت کاملن سیاه و البته بی نهایت کاریزماتیکه اما میگم چنین شخصیتی هم احساس عشق رو داره اما چون نمی تونه درکش کنه خشمگین میشه و حالا اونا که کمیک خوندن می دونن هر بلایی سر عشقش میاره تا خودشو امتحان کنه!
    راستی حرف از جوکر شد فصل 9 این جمعه:-d
    عزیزم مسئله اینه که جوکر رسما یه بیمار روانیه.
    عاشق هارلیه اما این چه جور عشقیه واقعا که این بلا رو سرش میاره؟
    جوکر کهن الگوی هادس رو داره و کمی آرس. و هارلی کویین کهن الگوی پرسفون رو داره.
    http://www.khodshenas.ir/ArcheTypes/Hades
    هادس برخلاف ظاهر، ارتباط عاطفی عمیقی با اطرافیانش برقرار می کند و شدیدا دلبسته ی آنان می شود. در اسطوره نیز آمده است که هادس عاشق پرسفون می شود و او را به دنیای زیرین می برد. نمی دانم دلبستگی است یا یک وابستگی شدید به موجودی دوست داشتنی و ساده دل همچون پرسفون، هادس را وادار به ربودن او کرده است. تصور کنید یک مرد سرد، عبوس و غمگین یک عروسک داشته باشد. همان داستان دیو و دلبر است. جالب است که پرسفون با وجودی که ربوده می شود و در یک دخمه تاریک در دنیای زیرین محصور می گردد، ولی عاشق زندانبانش(هادس) می گردد. این نشان دهنده این است که هادس برخلاف سردی و غمگینی، دلی رئوف دارد و توان ارتباطی خوب با زنان دارد. هادس با وجود علاقه ای که به همسرش دارد ولی قدرت انتقال احساسات و عواطف را ندارد. فقط یک زن پرسفونی ساده انگار و سرخوش می تواند این احساسات را کشف کند و با او کنار بیاید.
    به همین دلیل هارلی کویین عشق آمیخته با خشونت جوکر رو درک می کنه.

  4. 2 پسندیده توسط:


  5. Top | #12



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    432
    امتیاز
    3,679
    پسندیده
    1,165
    مورد پسند : 1,579 بار در 492 پست
    میزان امتیاز
    2
    [QUOTE=proti;28265]
    نقل قول نوشته اصلی توسط Lady Joker نمایش پست ها
    دوستان جوکر هم عاشق هارلیست اما قدرت درک عشق رو نداره! عشق از مغز نمیاد برای همین اکثرن مسترمایندها نمی تونن بفهمنش. جوکر رو مثال می زنم چون یه شخصیت کاملن سیاه و البته بی نهایت کاریزماتیکه اما میگم چنین شخصیتی هم احساس عشق رو داره اما چون نمی تونه درکش کنه خشمگین میشه و حالا اونا که کمیک خوندن می دونن هر بلایی سر عشقش میاره تا خودشو امتحان کنه!
    راستی حرف از جوکر شد فصل 9 این جمعه:-d
    عزیزم مسئله اینه که جوکر رسما یه بیمار روانیه.
    عاشق هارلیه اما این چه جور عشقیه واقعا که این بلا رو سرش میاره؟
    الان اگه به جوکر اینو بگی میگه برچسب نزن اما خب هر کس یه جور عشقشو نشون میده دیگه همه که نمیشه با گل و شکلات و این قرطی بازیا محبتشون رو نشون بدن بعضیام با چاقو و سیم خاردار و مشت و لگد و....
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.

  6. 2 پسندیده توسط:


  7. Top | #13


    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    202
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    1,659
    پسندیده
    299
    مورد پسند : 164 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    2
    معلومه که نه
    مگه شماها عاشق مرغ سوخاری تو بشقابتون میشین؟ :|
    امضای ایشان
    Beyond MadNesS

  8. 3 پسندیده توسط:


  9. Top | #14


    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    1038
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    865
    پسندیده
    74
    مورد پسند : 147 بار در 93 پست
    میزان امتیاز
    2
    آقا من گفتنیارو تو تاپیک دراکولا گفتم و نیازی نمیبینم که دوباره تکرار کنم. من هنوزم میگم که یه خون آشام نمیتونه به معنای واقعی عاشق بشه. حالا شاید بتونه یه تکونی بخوره، ولی اینکه عشق تبدیل بشه به همه چیزش و بخاطرش تمام غریزه ها شو کنار بزاره یه خورده... یه جوریه... یعنی تو کت من یکی که نمیره.
    امضای ایشان

  10. 1 پسندیده توسط:


  11. Top | #15


    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    1200
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    47
    پسندیده
    18
    مورد پسند : 54 بار در 29 پست
    میزان امتیاز
    2
    [QUOTE=♪ana♪;28274]معلومه که نه
    مگه شماها عاشق مرغ سوخاری تو بشقابتون میشین؟ :|[/QUOTE
    آخ نگووووووووووووووووووو!
    من که همین الانم عاشقشم

  12. 1 پسندیده توسط:


  13. Top | #16


    تاریخ عضویت
    Nov 2015
    شماره عضویت
    603
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    1,235
    پسندیده
    4
    مورد پسند : 73 بار در 41 پست
    میزان امتیاز
    2
    خوب...ببینید به نظرم اگه خون آشامان میخوان قدرتمند و مخوف باشن نباید عاشق بشن...عشق جز ضعف هیچ چیزی برای فرد به همراه نداره...در ضمن سن خون آشام ها از انسان های عادی زیاده و به همین علت اصلا چرا باید عاشق بشن وقتی باید شاهد مرگ معشوقه ی خودشون باشن؟شاید بگین میتونه با تبدیل اون انسان به یک خون آشام از این اتفاق جلوگیری کنه اما کدوم خون آشام عاشقی معشوقش رو وادار به یه زندگی در تاریکی میکنه؟...حرف زیاد زدم فقط کل حرفم اینکه موجودات پلید عاشق نمی‌شن حتی اگه هم بشن سراغش نمیرن...البته استثنا وجود داره اما تمام اون استثنا ها با عاشق شدن نقطه ضعف خودشون رو به هم نوعاشون نشون دادن.

  14. 2 پسندیده توسط:


  15. Top | #17



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    432
    امتیاز
    3,679
    پسندیده
    1,165
    مورد پسند : 1,579 بار در 492 پست
    میزان امتیاز
    2
    آقا من نظرم این است که دوستان اشتباه منظور عشق رو فهمیدن از زاویه ی دید قهرمان ها عشق نه تنها ضعف نیاورده بلکه باعثِ قدرت هم شده. چه بسا خیلی از جنگ ها و قهرمان ها با جرقه ی یک عشق آتشین نبردی رو شروع کرده و پیروز شدن. نمونه ی واقعیش هم توی تاریخ بسیاره. پس اینکه خوناشام عاشق بشه وجود داره. کلن هر انسان سیاه و پلیدی و سفید و خاکستری ای حتمن عشق رو تجربه کرده. و همونطور که گفتم اینکه عشق رو درک کرده باشه یا نه مطرحه. حسِ عشق از لحاظ فیزیولوژیکی با ترشح هورمون سروتونین ( هورمون عشق) در بدن ایجاد میشه. این احساس دقیقاً مثل وقتیه که بستنی یا شکلات می خورید. پس از لحاظ فیزیولوژیکی هیچ تفاوتی بین آدمها نیست در عاشق شدن. این حس شور و شعفی که درشون به وجود میاد. بعد از اون طرف آدمهایی رو داریم که تعادل درشون بهم خورده. مثل خیلی از جنایتکاران خطرناک ( اهم اهم عکس پروفایل ) حالا اگر بخوایم یه خوناشام رو در نظر بگیریم با این فرض که خوناشام انسان نیست و در واقع یک مرده هست پس میشه گفت در فردِ مرده که قلبش نمی زنه و سیستم گردش خونیش کار نمی کنه پس سروتونین هم ترشح نمیشه و اصلاً حس عشق ایجاد نمیشه حالا اینکه بخواد درک بشه یا نه ممکن تو یه داستان فانتزی اتفاق بیفتد.

    شما سوال رو باید بپرسید در داستان فانتزی؟ چون توی خیال و فانتزی هر چیزی امکانش هست. پس نمیشه بگیم نه نمیشه. ممکنه با منطقِ من خوناشام خطرناکترین موجود روی زمین باشه تو داستان و دنیای من و هرگز عاشق نشه اما با منطقِ مثلن زهرا خوناشامه اتفاقن عاشق هم بشه. پس باید دید از چه منظری داریم به این قضیه نگاه می کنیم
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.

  16. 2 پسندیده توسط:


  17. Top | #18



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    105
    نوشته ها
    198
    امتیاز
    1,728
    پسندیده
    1,255
    مورد پسند : 445 بار در 197 پست
    میزان امتیاز
    2
    به نظرم این مسئله، یعنی عشق بیشتر به تفکر شخصی اشخاص برمیگرده.

  18. 2 پسندیده توسط:


  19. Top | #19


    تاریخ عضویت
    Nov 2015
    شماره عضویت
    603
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    1,235
    پسندیده
    4
    مورد پسند : 73 بار در 41 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Lady Joker نمایش پست ها
    آقا من نظرم این است که دوستان اشتباه منظور عشق رو فهمیدن از زاویه ی دید قهرمان ها عشق نه تنها ضعف نیاورده بلکه باعثِ قدرت هم شده. چه بسا خیلی از جنگ ها و قهرمان ها با جرقه ی یک عشق آتشین نبردی رو شروع کرده و پیروز شدن. نمونه ی واقعیش هم توی تاریخ بسیاره. پس اینکه خوناشام عاشق بشه وجود داره. کلن هر انسان سیاه و پلیدی و سفید و خاکستری ای حتمن عشق رو تجربه کرده. و همونطور که گفتم اینکه عشق رو درک کرده باشه یا نه مطرحه. حسِ عشق از لحاظ فیزیولوژیکی با ترشح هورمون سروتونین ( هورمون عشق) در بدن ایجاد میشه. این احساس دقیقاً مثل وقتیه که بستنی یا شکلات می خورید. پس از لحاظ فیزیولوژیکی هیچ تفاوتی بین آدمها نیست در عاشق شدن. این حس شور و شعفی که درشون به وجود میاد. بعد از اون طرف آدمهایی رو داریم که تعادل درشون بهم خورده. مثل خیلی از جنایتکاران خطرناک ( اهم اهم عکس پروفایل ) حالا اگر بخوایم یه خوناشام رو در نظر بگیریم با این فرض که خوناشام انسان نیست و در واقع یک مرده هست پس میشه گفت در فردِ مرده که قلبش نمی زنه و سیستم گردش خونیش کار نمی کنه پس سروتونین هم ترشح نمیشه و اصلاً حس عشق ایجاد نمیشه حالا اینکه بخواد درک بشه یا نه ممکن تو یه داستان فانتزی اتفاق بیفتد.

    شما سوال رو باید بپرسید در داستان فانتزی؟ چون توی خیال و فانتزی هر چیزی امکانش هست. پس نمیشه بگیم نه نمیشه. ممکنه با منطقِ من خوناشام خطرناکترین موجود روی زمین باشه تو داستان و دنیای من و هرگز عاشق نشه اما با منطقِ مثلن زهرا خوناشامه اتفاقن عاشق هم بشه. پس باید دید از چه منظری داریم به این قضیه نگاه می کنیم
    با حرفاتون موافقم لیدی...اما به نظرم آدم از احساسات چیزی جز ضعف گیرش نیومده....تو جامعه‌ی وحشی مثل خون آشام ها عشق باعث مرگ می‌شه...باعث می‌شه حتی با همنوعات دشمن بشی...از نظر من عشق شروعی برای رسیدن به نیستی...یه جور سرمایه گذاری نامطمئن و ریسک پذیر...

  20. 1 پسندیده توسط:


  21. Top | #20


    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    1200
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    47
    پسندیده
    18
    مورد پسند : 54 بار در 29 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط هاموس نمایش پست ها
    خوب...ببینید به نظرم اگه خون آشامان میخوان قدرتمند و مخوف باشن نباید عاشق بشن...عشق جز ضعف هیچ چیزی برای فرد به همراه نداره...در ضمن سن خون آشام ها از انسان های عادی زیاده و به همین علت اصلا چرا باید عاشق بشن وقتی باید شاهد مرگ معشوقه ی خودشون باشن؟شاید بگین میتونه با تبدیل اون انسان به یک خون آشام از این اتفاق جلوگیری کنه اما کدوم خون آشام عاشقی معشوقش رو وادار به یه زندگی در تاریکی میکنه؟...حرف زیاد زدم فقط کل حرفم اینکه موجودات پلید عاشق نمی‌شن حتی اگه هم بشن سراغش نمیرن...البته استثنا وجود داره اما تمام اون استثنا ها با عاشق شدن نقطه ضعف خودشون رو به هم نوعاشون نشون دادن.
    هاموس میشه من بیام بزنمت لطفا؟
    این جمله کلیشه ای" عشق چیزی جز ضعف نداره" رو من دیگه دارم با یه کلمه" داداش" اضافه، با دوبله چنگیز جلیلوند می شنوم! و تصویر آمیتا باچان میاد تو ذهنم همش :( اه!!!!!!!!!!
    نویسنده ایم خیر امواتمون :( لا اقل یک تغییری ایجاد کنید تو کلیشه ها لطفا!
    کی گفته عشق باعث ضعف می شه؟ عشق قدرتی ایجاد می کنه که نگو!
    می دیدمت یه مستند حیات وحش بهت می دادم که کتبی اقرار می کردی عشق هر موجودی رو قوی می کنه. داستان یه ماده شیر بود که جزو گله یه نری بود و سه تا توله داشت. یه شیر نر جدید اومد و نر گله اینا رو فراری داد. نرهای جدید بلافاصله توله های نر قبلی رو می کشن. چون ماده ها تا وقتی شیر می دن دوباره باردار نمی شن و حضرات شیر هم می دونن که سلطنتشون همچین خیلی هم پاینده نیست و باید تو همین دو سه سالی که رهبرن بچه دار بشن. ماده ها اول بد قلقی می کنن و بعد هم که چاره ای ندارن. این ماده ای که گفتم بچه ها شو بر می داره و گله رو ترک می کنه. تنهایی برای شیر یعنی ضعف. چون هم شکار دسته جمعیه و هم زندگی. بچه اول این شیر موقع رد شدن از آب رودخونه طعمه کروکودیل میشه. دومی زیر پای گله گاوای وحشی می مونه و فلج می شه. یه سکانس محشر اینجا داشتیم. یه شیر ماده، گرسنه و سختی کشیده؛ تنها حمله می کنه به رهبر گاوا که می دوه وبقیه رو رم می ده.باور نمی کنی تمام سر و صورت گاوه رو زخمی می کنه. بعد هم بچه شو که داره ناله می کنه ترک می کنه. صورتش موقع رفتن دیدنی بود. من خیلی زرزرو نیستم ولی اینجا بدون خجالت گریه کردم. بچه سوم این ماده شیر گم میشه. اینم بگم که این ماده، با یه ماده شیر دیگه کل داشت. این رئیس ماده های گروهش بود و اونم رقیبش. وقتی بچه سوم گم شد، این ماده شیری که گفتم تسلیم می شه. اون میاد یکم شاخ و شونه می کشه و این هیچی نمی گه. یباره وسط یه گله گاو، هیجان می بینه. میره می بینه بچه سومش زنده و سالمه. تنهایی می زنه به گله گاوا همه رو از اطراف بچه ش فراری می ده. بعد که بچه شو بر می داره، می ره سراغ همون ماده ای که باهاش کل داشت و باهاش مبارزه می کنه. هم اون و هم دوتا ماده ای رو که اون رئیسشون بود شکست می ده. سرپرست اونا می شه و می ره دنبال نر خودشون. نه به این خاطر این عاشق شیر اولیه بود. به این خاطر که بچه ش پیش اون امنیت داشت. واقعا حیوون بعد از توله آخرش تسلیم شده بود. نشسته بود روی زمین و همین.
    این قصه خداست بین یه تعداد حیوون وحشی. تو اگه بچه ت تو خطر باشه از کوه پایین نمی پری؟ اگه مادرت توو خطر باشه از هر باتلاقی براش نمی گذری؟ این همه قدرت و جراتو چی بهت می ده غیر عشق؟
    بماند که توی دنیای مدرن امروز، اگه من قوی باشم و عشق نداشته باشم دو تا دست دارم. اگه تو منو دوست داشته باشی، چهار تا دست دارم. اگه رعنا منو دوست داشته باشه، شیش تا؛ حسین؟ هشت تا و ... الان قدرت جمعیه.

  22. 1 پسندیده توسط:


صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد