صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از 21 به 24 از 24

موضوع: مسابقه ی چرت نویسی!

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    878
    نوشته ها
    373
    امتیاز
    2,937
    پسندیده
    454
    مورد پسند : 804 بار در 397 پست
    میزان امتیاز
    2

    مسابقه ی چرت نویسی!

    سلام! خوبو خوش و سلامت باشین و از این حرفا!
    از اسم تاپیک پیداس.بیاین چرتو پرت بنویسیم!
    همه میتوانیم یک چرت نویس شویم!کافیست بخواهیم!
    از بین موضوع های زیر یکی رو انتخاب کنین و چرتو پرت بنویسین!دلتون خواست همشو بیارین تو داستانتون!
    سوپ جو
    قالیچه ی پرنده
    خونه ی مادر بزرگه
    مدرسه ی نفرین شده
    استامینوفن کدئین
    فیلم رمنس
    پفک
    خوب! صد در صد ی قوانینی هم داره!
    1.از چرت ننوشتن خوداری کنین.
    2.حتما چیزای بیخود بنویسین.
    3.حتما از کلمات چرت استفاده کنین.
    4.چیزایی ک فکر میکنین باحالن رو بنویسین.
    نکته:به نفر اول و دوم و سوم به ترتیب 100 .200.150.سرمایه تعلق میگیرد!
    ارادتمند شما:mis-chert
    امضای ایشان
    من یه گوگول مگولم!
    تو یه گوگول مگولی!
    ما یه گوگول مگولیم!
    گولی گولی گوووووو :دی


  2. Top | #21



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    909
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    4,184
    پسندیده
    400
    مورد پسند : 878 بار در 295 پست
    میزان امتیاز
    2
    برنده معلوم نشد؟
    امضای ایشان
    .When you catch in a calumny, you know your real friends

  3. Top | #22


    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    136
    نوشته ها
    215
    امتیاز
    646
    پسندیده
    2,700
    مورد پسند : 1,553 بار در 381 پست
    میزان امتیاز
    0
    این داستانهایی که من خوندم بیشترشون داستانهای عادی بودن که اتفاقات عجیب توشون رخ داده
    بهترین چرت و پرتی که من خوندم تو کتاب مرثیه مردگان بود که یه فصل 10 صفحه ای داشت و توش شخصیت دیوانه داستان داره یک سری چرت و پرت میگه که به شکل باور نکردنی ای خود داستان کتابه
    یه شعر هم بود رادیو نسیم (اگه اشتباه نکنم) صبحا پخش میکرد من همین یه تیکش یادمه ""بعد از اون شب و خواب کذایی دیگه از گل فروشی رد نمیشم ، آقای گل فروش کاکتوس دار دیگه با کاکتوسات بد نمیشم""
    اینم یه نمونه خودم نوشتم
    "به به چه سوپ جویی ولی حیف که عسلش کمه آخه پشم گوسفندارو تو بهار آب میدن تا برای فصل برداشت پفک نون داشته باشیم، اگه سال دیگه مسی گل بزنه فلفلش دهن آدمو می سوزونه، دواش هم چایی شیرینه چون سماور استارت نمیخوره ستونای خونه مادر بزرگ شبیه همن بجز سقف گنبد کبود، آره آقای دکتر، داری دور سرم میچرخی! حالت خوب نیست؟

    (و در حالی که به خواب می رود)
    صدای پای مورچه داره میپیچه تو کوچه
    خونه مادربزگه داره یک درخت آلوچه"
    امضای ایشان
    "تا هستم جهان ارثیه بابامه
    سلاماش، همه عشقاش، همه درداش، تنهاییاش
    وقتی هم نبودم،
    مال شما"

  4. 3 پسندیده توسط:


  5. Top | #23


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1307
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    473
    پسندیده
    29
    مورد پسند : 140 بار در 45 پست
    میزان امتیاز
    2
    نمیدونم که این تاپیک برای کی بوده .. به هر حال...



    "" سر شام خیره شدم توی سوپ. یه مگش داشت شنا میکرد. چشمک زد بهم.گف چرا نمیای تو سوپ !!!
    گقتم اخه داغه.
    گفت : یعنی فقط مشکلت داغ بودنه سوپه ؟؟
    گفتم : اره دیگه . من تو سوپ داغ حالم بد میشه.
    گفت : یعنی برات مهم نیست که ظرف سوپ اندازت نیست ؟ یا این که یه مگش داره باهات حرف میزنه...

    پرواز کرد و رفت !!

    مگسا خیلی حساسن. یه کم براشون وقت صرق کنیم
    امضای ایشان
    سنگ چون بر خود گمان شیشه کرد
    شیشه گردید و شکستن پیشه کرد

  6. 1 پسندیده توسط:


  7. Top | #24


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    105
    پسندیده
    217
    مورد پسند : 91 بار در 42 پست
    میزان امتیاز
    2
    با قالیچه پرنده از مدرسه نفرین شده به خونه مادربزرگه رفتم دیدم داره تنها تنها پفک می خوره منم رفتم با مامان بزرگ پفک بخورم دیدم نه اینجوری که نمی چسبه فیلم رمنس گذاشتم نگاه کنیم یهو دیدم گلوم درد گرفت گفتم آخه الآن چه وقت گلودرده مامان بزرگ شنید و رفت یه سوپ جو برام آورد بخورم یکم خوردم دیدم یکم تلخه محل نذاشتمو کامل خوردمش بعد از مامان بزرگ پرسیدم این چرا تلخ بود گفت توش چندتا استامینوفن کدئین حل کرده!!!
    امضای ایشان
    دردی که انسان را به سکوت وا میدارد، بسیار سنگین تر از دردیست که انسان را به فریاد وامیدارد
    وانسان ها فقط به فریاد هم میرسند نه به سکوت هم ...!
    فروغ فرخزاد

  8. 1 پسندیده توسط:


صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد