صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از 21 به 25 از 25

موضوع: مسابقه ی چرت نویسی!

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    878
    نوشته ها
    370
    امتیاز
    2,892
    پسندیده
    452
    مورد پسند : 803 بار در 396 پست
    میزان امتیاز
    2

    مسابقه ی چرت نویسی!

    سلام! خوبو خوش و سلامت باشین و از این حرفا!
    از اسم تاپیک پیداس.بیاین چرتو پرت بنویسیم!
    همه میتوانیم یک چرت نویس شویم!کافیست بخواهیم!
    از بین موضوع های زیر یکی رو انتخاب کنین و چرتو پرت بنویسین!دلتون خواست همشو بیارین تو داستانتون!
    سوپ جو
    قالیچه ی پرنده
    خونه ی مادر بزرگه
    مدرسه ی نفرین شده
    استامینوفن کدئین
    فیلم رمنس
    پفک
    خوب! صد در صد ی قوانینی هم داره!
    1.از چرت ننوشتن خوداری کنین.
    2.حتما چیزای بیخود بنویسین.
    3.حتما از کلمات چرت استفاده کنین.
    4.چیزایی ک فکر میکنین باحالن رو بنویسین.
    نکته:به نفر اول و دوم و سوم به ترتیب 100 .200.150.سرمایه تعلق میگیرد!
    ارادتمند شما:mis-chert
    امضای ایشان
    من یه گوگول مگولم!
    تو یه گوگول مگولی!
    ما یه گوگول مگولیم!
    گولی گولی گوووووو :دی


  2. Top | #21



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    909
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    4,142
    پسندیده
    400
    مورد پسند : 879 بار در 296 پست
    میزان امتیاز
    2
    برنده معلوم نشد؟
    امضای ایشان
    .When you catch in a calumny, you know your real friends

  3. Top | #22


    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    136
    نوشته ها
    218
    امتیاز
    607
    پسندیده
    2,703
    مورد پسند : 1,561 بار در 384 پست
    میزان امتیاز
    0
    این داستانهایی که من خوندم بیشترشون داستانهای عادی بودن که اتفاقات عجیب توشون رخ داده
    بهترین چرت و پرتی که من خوندم تو کتاب مرثیه مردگان بود که یه فصل 10 صفحه ای داشت و توش شخصیت دیوانه داستان داره یک سری چرت و پرت میگه که به شکل باور نکردنی ای خود داستان کتابه
    یه شعر هم بود رادیو نسیم (اگه اشتباه نکنم) صبحا پخش میکرد من همین یه تیکش یادمه ""بعد از اون شب و خواب کذایی دیگه از گل فروشی رد نمیشم ، آقای گل فروش کاکتوس دار دیگه با کاکتوسات بد نمیشم""
    اینم یه نمونه خودم نوشتم
    "به به چه سوپ جویی ولی حیف که عسلش کمه آخه پشم گوسفندارو تو بهار آب میدن تا برای فصل برداشت پفک نون داشته باشیم، اگه سال دیگه مسی گل بزنه فلفلش دهن آدمو می سوزونه، دواش هم چایی شیرینه چون سماور استارت نمیخوره ستونای خونه مادر بزرگ شبیه همن بجز سقف گنبد کبود، آره آقای دکتر، داری دور سرم میچرخی! حالت خوب نیست؟

    (و در حالی که به خواب می رود)
    صدای پای مورچه داره میپیچه تو کوچه
    خونه مادربزگه داره یک درخت آلوچه"
    امضای ایشان
    "تا هستم جهان ارثیه بابامه
    سلاماش، همه عشقاش، همه درداش، تنهاییاش
    وقتی هم نبودم،
    مال شما"

  4. 4 پسندیده توسط:


  5. Top | #23


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1307
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    439
    پسندیده
    29
    مورد پسند : 141 بار در 45 پست
    میزان امتیاز
    2
    نمیدونم که این تاپیک برای کی بوده .. به هر حال...



    "" سر شام خیره شدم توی سوپ. یه مگش داشت شنا میکرد. چشمک زد بهم.گف چرا نمیای تو سوپ !!!
    گقتم اخه داغه.
    گفت : یعنی فقط مشکلت داغ بودنه سوپه ؟؟
    گفتم : اره دیگه . من تو سوپ داغ حالم بد میشه.
    گفت : یعنی برات مهم نیست که ظرف سوپ اندازت نیست ؟ یا این که یه مگش داره باهات حرف میزنه...

    پرواز کرد و رفت !!

    مگسا خیلی حساسن. یه کم براشون وقت صرق کنیم
    امضای ایشان
    سنگ چون بر خود گمان شیشه کرد
    شیشه گردید و شکستن پیشه کرد

  6. 1 پسندیده توسط:


  7. Top | #24


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    906
    پسندیده
    354
    مورد پسند : 155 بار در 76 پست
    میزان امتیاز
    2
    با قالیچه پرنده از مدرسه نفرین شده به خونه مادربزرگه رفتم دیدم داره تنها تنها پفک می خوره منم رفتم با مامان بزرگ پفک بخورم دیدم نه اینجوری که نمی چسبه فیلم رمنس گذاشتم نگاه کنیم یهو دیدم گلوم درد گرفت گفتم آخه الآن چه وقت گلودرده مامان بزرگ شنید و رفت یه سوپ جو برام آورد بخورم یکم خوردم دیدم یکم تلخه محل نذاشتمو کامل خوردمش بعد از مامان بزرگ پرسیدم این چرا تلخ بود گفت توش چندتا استامینوفن کدئین حل کرده!!!
    امضای ایشان
    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  8. 1 پسندیده توسط:


  9. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    1743
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    67
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 14 بار در 10 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط _MIS_REIHANE نمایش پست ها
    سلام! خوبو خوش و سلامت باشین و از این حرفا!
    از اسم تاپیک پیداس.بیاین چرتو پرت بنویسیم!
    همه میتوانیم یک چرت نویس شویم!کافیست بخواهیم!
    از بین موضوع های زیر یکی رو انتخاب کنین و چرتو پرت بنویسین!دلتون خواست همشو بیارین تو داستانتون!
    سوپ جو
    قالیچه ی پرنده
    خونه ی مادر بزرگه
    مدرسه ی نفرین شده
    استامینوفن کدئین
    فیلم رمنس
    پفک
    خوب! صد در صد ی قوانینی هم داره!
    1.از چرت ننوشتن خوداری کنین.
    2.حتما چیزای بیخود بنویسین.
    3.حتما از کلمات چرت استفاده کنین.
    4.چیزایی ک فکر میکنین باحالن رو بنویسین.
    نکته:به نفر اول و دوم و سوم به ترتیب 100 .200.150.سرمایه تعلق میگیرد!
    ارادتمند شما:mis-chert
    ای بابا. آخرین باری که داشتم سوپ جو می خوردم روی قالیچه بود. نصفشم ریخت رو لباسم ها! برای همن مجبور شدم به مامانم استامینو فن کدیین بدم تا آرام بشه. آخه لباس مورد علاقهش تن من بود. لباس شو از خونه مادربزرگه که هزار تا قصه داره آورده بود.
    امضای ایشان
    -اون عجیبه
    *همه ما عجیبیم. عجیب بودن سخته. و اگه عجیب نبودیم، از بین اینهمه آدم انتخاب نمی شدیم.
    - دلم برای عادی بودن تنگ شده

  10. 1 پسندیده توسط:


صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد