صفحه 24 از 24 نخستنخست ... 1421222324
نمایش نتایج: از 231 به 235 از 235

موضوع: داستان دورگه- فصل بیست ودوم(پایان جلد اول)

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    446
    امتیاز
    8,330
    پسندیده
    965
    مورد پسند : 983 بار در 362 پست
    میزان امتیاز
    2

    داستان دورگه- فصل بیست ودوم(پایان جلد اول)

    با سلام
    این داستان رو زمانی که در سایت پایونیر عضو بودم شروع به نگارش کردم البته به کمک یکی از بچه های پایونیر ولی زمانی که میخواستیم شروع به نوشتن کنیم به خاطر مشکلات شخصی ایشون نتونستیم کار رو ادامه بدیم و ایشون از ادامه انصراف دادن چند وقتی این داستان در حال خاک خوردن بود ، روزی در حالی که داشتم دفتر چه ایده هام رو ورق میزدم به این داستان رسیدم و دیدم واقعا با اون همه وقتی که دو نفری روش گذاشتیم حیفه رها بشه و شروع کردم به نوشتن و خوشبختانه تونستم به سرعت به خاطر کارهای قبلی ایده پردازی داستان رو تموم کنم ولی دوباره داستان به زیر خروار ها خاک رفت و صدایی از خودش در نیاورد تا همین چند روز پیش که دیدمش و تصمیم گرفتم حد اقل به خاطر زحمت های اون دوست عزیز هم که شده بزارمش اینجا ،اما قلم من به خوبی نویسنده های بوک پیجی نیست و تنها امیدوارم بتونم زحمت های اون دوست عزیز رو بی نتیجه نزارم !
    انشاا... که خوشتون بیاد


    چند خطی در مورد این داستان:
    تا به حال در سایه ها حرکت کرده ای؟؟ در تاریکی شب چطور؟ ایا تا به حال تصور کردی که کسی یا کسانی در حال تماشای تو هستند ؟ اگر این احساس به شما دست داده بدون شک مانند من بدون وقفه بر می گردید و درون تاریکی را نگاه می کنید ،اما اغلب موارد چیزی آنجا نیست و شما این احساس را به حساب یک خیال ساده می گذارید، اما آیا حق با شماست یا کسانی در دنیایی نا دیدنی به نظاره شما و حرکات شما نشسته اند؟
    تمام عمر یک احساس داشتم ،چه زمانی که کودکی بودم و چه زمانی که یک نوجوان شدم و چه حالا، چه در خواب چه در بیداری چه در تاریکی چه در روشنایی، احساسم به من می گفت چشم هایی تمام مدت مرا نظاره می کنند ،حتی همین حالا که این مطلب را مینویسم شاید باور تان نشود اما احساس میکنم کسی در پشت سرم ایستاده و به جملاتی که من می نویسم چشم دوخته است، ترس بر من چیره شده میدانم اگر باز گردم چیزی را نخواهم دید اما آیا ندیدن دلیلی بر نبودن است؟ ایا ما انسانها تنها موجوداتی هستیم که در این جهان زندگی میکنیم؟


    **پایان کتاب اول**


    داستان دورگه
    نویسنده : امید مرادپور
    در حال باز نویسی از روی داستان اصلی
    دانلود 22 فصل به صورت یکجا
    توضیحات فصل ها به صورت فشرده در یک فایل rar قرار گرفته اند و ابتداباید از حالت فشردگی خارج شوند


    (11 مگابایت)



    شماره فصل: تاریخ اپلود
    لینک اپلود صفحات
    فصل اول(غریبه) جمعه 26/6/1395 دانلود 11
    فصل دوم (هدیه ای عجیب) شنبه 27/6/1395 دانلود 10
    فصل سوم (خشم) یک شنبه 28/6/1395 دانلود 11
    فصل چهارم(مردان سیاه پوش) دوشنبه 29/6/1395 دانلود 17
    فصل پنجم(بازجویی) جمعه 2/7/1395 دانلود 13
    فصل ششم(مادر) یکشنبه 14/9/1395 دانلود 12
    فصل هفتم(سقوط) یکشنبه 14/9/1395 دانلود 15
    فصل هشتم (سرزمین عجایب) جمعه 19/9/1395 دانلود 17
    فصل نهم (آب و آتش) شنبه 20/9/1395 دانلود 19
    فصل ده (فرمانده) چهارشنبه 1/10/1395 دانلود 14
    فصل یازده (آشنای غریب) یک شنبه 4/10/1395 دانلود 19
    فصل دوازده( اولین نبرد) جمعه 17/10/1395 دانلود 22
    فصل سیزده(اسرار پنهان) یکشنبه 26/10/1395 دانلود 14
    فصل چهارده(کابوس) چهارشنبه 13/11/1395 دانلود
    فصل پانزده (امید) شنبه 24/11/1395 دانلود
    فصل شانزده (سنگ سایه ها) چند ساعت قبل سال تحویل
    دوشنبه 30 /12/1395
    دانلود
    فصل هفدهم(ریشه ها) یکشنبه 13/1/1396 دانلود
    فصل هجدهم (شوگا) یکشنبه 7/3/1396 دانلود
    فصل نوزدهم دانلود
    فصل بیستم (آدمخوارها) چهارشنبه (28/4/96) دانلود 17
    فصل بیست و یک(بی نام)**جدید** سه شنبه 10/4/96 دانلود
    فصل بیست و دوم (شروع یک پایان) شنبه 28/5/96 دانلود

    **** دوستان نگران کمبود امتیاز نباشید هر کدام از دوستان که بخوان داستان رو بخونن و با کمبود امتیاز مواجه شدن با درخواست دادن امتیاز در همین تاپیک امتیاز براش ارسال میشه پس با خیال راحت بخونین!****
    ویرایش توسط AmbrellA : 01-04-2018 در ساعت 19:51 دلیل: لینک کلی
    امضای ایشان


  2. Top | #231



    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    171
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,794
    پسندیده
    54
    مورد پسند : 64 بار در 31 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AmbrellA نمایش پست ها
    سلام صدرا جان
    فایل کلیش که هست دقت کن توی پست اول!!
    سلام
    اوه یس تازه دیدم
    موفق و پیروز باشید
    امضای ایشان
    یه دونه خدا دارم یه دل که موندم کوش

    یه دونه تو که این موقع ها حساب نمیکنم روش

    یه دونه دل تنها یه سایه که دیگه ندارم

    خودم درستش میکنم میرم پی کارم

  3. 2 پسندیده توسط:


  4. Top | #232

    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضویت
    216
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    56
    پسندیده
    143
    مورد پسند : 100 بار در 33 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    کاور زیبایی داره کتاب.
    انشالله داستان حتی زیباتر باشه.
    بسم الله شروع کنم.

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #233


    تاریخ عضویت
    Dec 2017
    شماره عضویت
    1441
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    34
    پسندیده
    6
    مورد پسند : 34 بار در 13 پست
    میزان امتیاز
    2
    کتاب خوبی شده لطفا بعد از جلد دوم ادامه بده و بازم کتاب بنویس.

  7. 3 پسندیده توسط:


  8. Top | #234

    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1590
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    203
    پسندیده
    59
    مورد پسند : 15 بار در 7 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AmbrellA نمایش پست ها
    با سلام
    این داستان رو زمانی که در سایت پایونیر عضو بودم شروع به نگارش کردم البته به کمک یکی از بچه های پایونیر ولی زمانی که میخواستیم شروع به نوشتن کنیم به خاطر مشکلات شخصی ایشون نتونستیم کار رو ادامه بدیم و ایشون از ادامه انصراف دادن چند وقتی این داستان در حال خاک خوردن بود ، روزی در حالی که داشتم دفتر چه ایده هام رو ورق میزدم به این داستان رسیدم و دیدم واقعا با اون همه وقتی که دو نفری روش گذاشتیم حیفه رها بشه و شروع کردم به نوشتن و خوشبختانه تونستم به سرعت به خاطر کارهای قبلی ایده پردازی داستان رو تموم کنم ولی دوباره داستان به زیر خروار ها خاک رفت و صدایی از خودش در نیاورد تا همین چند روز پیش که دیدمش و تصمیم گرفتم حد اقل به خاطر زحمت های اون دوست عزیز هم که شده بزارمش اینجا ،اما قلم من به خوبی نویسنده های بوک پیجی نیست و تنها امیدوارم بتونم زحمت های اون دوست عزیز رو بی نتیجه نزارم !
    انشاا... که خوشتون بیاد


    چند خطی در مورد این داستان:
    تا به حال در سایه ها حرکت کرده ای؟؟ در تاریکی شب چطور؟ ایا تا به حال تصور کردی که کسی یا کسانی در حال تماشای تو هستند ؟ اگر این احساس به شما دست داده بدون شک مانند من بدون وقفه بر می گردید و درون تاریکی را نگاه می کنید ،اما اغلب موارد چیزی آنجا نیست و شما این احساس را به حساب یک خیال ساده می گذارید، اما آیا حق با شماست یا کسانی در دنیایی نا دیدنی به نظاره شما و حرکات شما نشسته اند؟
    تمام عمر یک احساس داشتم ،چه زمانی که کودکی بودم و چه زمانی که یک نوجوان شدم و چه حالا، چه در خواب چه در بیداری چه در تاریکی چه در روشنایی، احساسم به من می گفت چشم هایی تمام مدت مرا نظاره می کنند ،حتی همین حالا که این مطلب را مینویسم شاید باور تان نشود اما احساس میکنم کسی در پشت سرم ایستاده و به جملاتی که من می نویسم چشم دوخته است، ترس بر من چیره شده میدانم اگر باز گردم چیزی را نخواهم دید اما آیا ندیدن دلیلی بر نبودن است؟ ایا ما انسانها تنها موجوداتی هستیم که در این جهان زندگی میکنیم؟


    **پایان کتاب اول**


    داستان دورگه
    نویسنده : امید مرادپور
    در حال باز نویسی از روی داستان اصلی
    دانلود 22 فصل به صورت یکجا
    توضیحات فصل ها به صورت فشرده در یک فایل rar قرار گرفته اند و ابتداباید از حالت فشردگی خارج شوند


    (11 مگابایت)



    شماره فصل: تاریخ اپلود
    لینک اپلود صفحات
    فصل اول(غریبه) جمعه 26/6/1395 دانلود 11
    فصل دوم (هدیه ای عجیب) شنبه 27/6/1395 دانلود 10
    فصل سوم (خشم) یک شنبه 28/6/1395 دانلود 11
    فصل چهارم(مردان سیاه پوش) دوشنبه 29/6/1395 دانلود 17
    فصل پنجم(بازجویی) جمعه 2/7/1395 دانلود 13
    فصل ششم(مادر) یکشنبه 14/9/1395 دانلود 12
    فصل هفتم(سقوط) یکشنبه 14/9/1395 دانلود 15
    فصل هشتم (سرزمین عجایب) جمعه 19/9/1395 دانلود 17
    فصل نهم (آب و آتش) شنبه 20/9/1395 دانلود 19
    فصل ده (فرمانده) چهارشنبه 1/10/1395 دانلود 14
    فصل یازده (آشنای غریب) یک شنبه 4/10/1395 دانلود 19
    فصل دوازده( اولین نبرد) جمعه 17/10/1395 دانلود 22
    فصل سیزده(اسرار پنهان) یکشنبه 26/10/1395 دانلود 14
    فصل چهارده(کابوس) چهارشنبه 13/11/1395 دانلود
    فصل پانزده (امید) شنبه 24/11/1395 دانلود
    فصل شانزده (سنگ سایه ها) چند ساعت قبل سال تحویل
    دوشنبه 30 /12/1395
    دانلود
    فصل هفدهم(ریشه ها) یکشنبه 13/1/1396 دانلود
    فصل هجدهم (شوگا) یکشنبه 7/3/1396 دانلود
    فصل نوزدهم دانلود
    فصل بیستم (آدمخوارها) چهارشنبه (28/4/96) دانلود 17
    فصل بیست و یک(بی نام)**جدید** سه شنبه 10/4/96 دانلود
    فصل بیست و دوم (شروع یک پایان) شنبه 28/5/96 دانلود

    **** دوستان نگران کمبود امتیاز نباشید هر کدام از دوستان که بخوان داستان رو بخونن و با کمبود امتیاز مواجه شدن با درخواست دادن امتیاز در همین تاپیک امتیاز براش ارسال میشه پس با خیال راحت بخونین!****
    سلام, من عضو پیچ هستم ولی چرا رمان برای نمایش داده نمیشه؟! بصورن بازدیدمهمان واسم. دیده میشه

  9. 1 پسندیده توسط:


  10. Top | #235


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    446
    امتیاز
    8,330
    پسندیده
    965
    مورد پسند : 983 بار در 362 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط M,baran نمایش پست ها
    سلام, من عضو پیچ هستم ولی چرا رمان برای نمایش داده نمیشه؟! بصورن بازدیدمهمان واسم. دیده میشه
    کوکی هات رو پاک کن یه بار خروج بزن از سایت و دوباره واردش شو احتمالا درست میشه
    امضای ایشان

  11. 2 پسندیده توسط:


صفحه 24 از 24 نخستنخست ... 1421222324

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد