صفحه 15 از 15 نخستنخست ... 512131415
نمایش نتایج: از 141 به 150 از 150

موضوع: داستان دورگه- فصل سیزده(جدید)

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    184
    امتیاز
    994
    پسندیده
    338
    مورد پسند : 375 بار در 153 پست
    میزان امتیاز
    2

    داستان دورگه- فصل سیزده(جدید)

    با سلام
    این داستان رو زمانی که در سایت پایونیر عضو بودم شروع به نگارش کردم البته به کمک یکی از بچه های پایونیر ولی زمانی که میخواستیم شروع به نوشتن کنیم به خاطر مشکلات شخصی ایشون نتونستیم کار رو ادامه بدیم و ایشون از ادامه انصراف دادن چند وقتی این داستان در حال خاک خوردن بود ، روزی در حالی که داشتم دفتر چه ایده هام رو ورق میزدم به این داستان رسیدم و دیدم واقعا با اون همه وقتی که دو نفری روش گذاشتیم حیفه رها بشه و شروع کردم به نوشتن و خوشبختانه تونستم به سرعت به خاطر کارهای قبلی ایده پردازی داستان رو تموم کنم ولی دوباره داستان به زیر خروار ها خاک رفت و صدایی از خودش در نیاورد تا همین چند روز پیش که دیدمش و تصمیم گرفتم حد اقل به خاطر زحمت های اون دوست عزیز هم که شده بزارمش اینجا ،اما قلم من به خوبی نویسنده های بوک پیجی نیست و تنها امیدوارم بتونم زحمت های اون دوست عزیز رو بی نتیجه نزارم !
    انشاا... که خوشتون بیاد


    چند خطی در مورد این داستان:
    تا به حال در سایه ها حرکت کرده ای؟؟ در تاریکی شب چطور؟ ایا تا به حال تصور کردی که کسی یا کسانی در حال تماشای تو هستند ؟ اگر این احساس به شما دست داده بدون شک مانند من بدون وقفه بر می گردید و درون تاریکی را نگاه می کنید ،اما اغلب موارد چیزی آنجا نیست و شما این احساس را به حساب یک خیال ساده می گذارید، اما آیا حق با شماست یا کسانی در دنیایی نا دیدنی به نظاره شما و حرکات شما نشسته اند؟
    تمام عمر یک احساس داشتم ،چه زمانی که کودکی بودم و چه زمانی که یک نوجوان شدم و چه حالا، چه در خواب چه در بیداری چه در تاریکی چه در روشنایی، احساسم به من می گفت چشم هایی تمام مدت مرا نظاره می کنند ،حتی همین حالا که این مطلب را مینویسم شاید باور تان نشود اما احساس میکنم کسی در پشت سرم ایستاده و به جملاتی که من می نویسم چشم دوخته است، ترس بر من چیره شده میدانم اگر باز گردم چیزی را نخواهم دید اما آیا ندیدن دلیلی بر نبودن است؟ ایا ما انسانها تنها موجوداتی هستیم که در این جهان زندگی میکنیم؟





    داستان دورگه
    نویسنده : امید مرادپور
    در حال باز نویسی از روی داستان اصلی


    شماره فصل: تاریخ اپلود
    لینک اپلود صفحات
    فصل اول(غریبه) جمعه 26/6/1395 11
    فصل دوم (هدیه ای عجیب) شنبه 27/6/1395 10
    فصل سوم (خشم) یک شنبه 28/6/1395 11
    فصل چهارم(مردان سیاه پوش) دوشنبه 29/6/1395 17
    فصل پنجم(بازجویی) جمعه 2/7/1395 13
    فصل ششم(مادر) یکشنبه 14/9/1395 12
    فصل هفتم(سقوط) یکشنبه 14/9/1395 15
    فصل هشتم (سرزمین عجایب) جمعه 19/9/1395 17
    فصل نهم (آب و آتش) شنبه 20/9/1395 19
    فصل ده (فرمانده) چهارشنبه 1/10/1395 14
    فصل یازده (آشنای غریب) *جدید* یک شنبه 4/10/1395 19
    فصل دوازده( اولین نبرد) *جدید* جمعه 17/10/1395 22
    فصل سیزده(اسرار پنهان) **جدید** یکشنبه 26/10/1395 14

    **** دوستان نگران کمبود امتیاز نباشید هر کدام از دوستان که بخوان داستان رو بخونن و با کمبود امتیاز مواجه شدن با درخواست دادن امتیاز در همین تاپیک امتیاز براش ارسال میشه پس با خیال راحت بخونین!****
    ویرایش توسط AmbrellA : 01-15-2017 در ساعت 23:58 دلیل: فصل جدید
    امضای ایشان


  2. Top | #141

    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضویت
    570
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    34
    پسندیده
    24
    مورد پسند : 39 بار در 19 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام فصل سیزده رو خوندم...
    درسته که برای توصیفات مناظر و اشیاء و اشخاص برنامه داری و میخوای بعدا ذره ذره بهشون بپردازی(که به نظرم تا حدی میتونه بهتر از این باشه که همش یکجا گفته بشه)،
    ولی به نظرم اگه توصیفات حالت و احساسات افراد رو بیشتر کنی داستان ملموس تری رو میسازی.
    گاهی گفتن چیزی های جزئی که شخصیت های داستان، مخصوصا شخصیت اصلی حس میکنه، حس همزادپنداری بیشتری رو ایجاد میکنه.
    البته این موضوع در این فصل دیده میشد، مثل توصیف احساس درد هنری بعد از بهوش اومدن یا گرد و خاکی که باعث سرفه بئاتریس شد، ولی بازم فکر میکنم میشد روش کار کرد.

    منتظر فصل بعدیشم.
    از اصل داستان هم خیلی خوشم اومده.


    راستی، از فصلای گذشته یک چیزی یادم افتاد:
    طرز بیان ماجرای حلقه فرمانروا که بئاتریس برای هنری تو جعبه گذاشته بود، عالی بود. عالی
    خیلی باهاش حال کردم. خیلی جای مناسبی از داستان گنجونده شده بود...

    خب دیگه :)
    تمام

    موفق باشی،
    یا علی...

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    امید دویست تا دویست تا امتیاز میدی؟؟ :|
    داداش اینطوری پیش بری تا پس فردا کفگیرت میخوره به تهِ دیگا...
    از ما گفتن بود
    ویرایش توسط khosrohkh : 01-18-2017 در ساعت 00:13

  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #142


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    184
    امتیاز
    994
    پسندیده
    338
    مورد پسند : 375 بار در 153 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط khosrohkh نمایش پست ها
    سلام فصل سیزده رو خوندم...
    درسته که برای توصیفات مناظر و اشیاء و اشخاص برنامه داری و میخوای بعدا ذره ذره بهشون بپردازی(که به نظرم تا حدی میتونه بهتر از این باشه که همش یکجا گفته بشه)،
    ولی به نظرم اگه توصیفات حالت و احساسات افراد رو بیشتر کنی داستان ملموس تری رو میسازی.
    گاهی گفتن چیزی های جزئی که شخصیت های داستان، مخصوصا شخصیت اصلی حس میکنه، حس همزادپنداری بیشتری رو ایجاد میکنه.
    البته این موضوع در این فصل دیده میشد، مثل توصیف احساس درد هنری بعد از بهوش اومدن یا گرد و خاکی که باعث سرفه بئاتریس شد، ولی بازم فکر میکنم میشد روش کار کرد.

    منتظر فصل بعدیشم.
    از اصل داستان هم خیلی خوشم اومده.


    راستی، از فصلای گذشته یک چیزی یادم افتاد:
    طرز بیان ماجرای حلقه فرمانروا که بئاتریس برای هنری تو جعبه گذاشته بود، عالی بود. عالی
    خیلی باهاش حال کردم. خیلی جای مناسبی از داستان گنجونده شده بود...

    خب دیگه :)
    تمام

    موفق باشی،
    یا علی...

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    امید دویست تا دویست تا امتیاز میدی؟؟ :|
    داداش اینطوری پیش بری تا پس فردا کفگیرت میخوره به تهِ دیگا...
    از ما گفتن بود
    مرسی بابت نظری که دادی ایشاا... بتونم هر فصل بهترش کنم توی این فصل اخر (13) سعی کردم یکم بیشتر روی شخصیت ها و احساسات شخصیشون کار کنم ولی قبول دارم هنوز جای کار زیادی دارن ایشاا... فصل های بعد با کمک و راهنمایی شما فصل به فصل بهتر و کاملتر بشن
    خخخ من همین الان اعلام ورشکستگی کردم عصری 1500 امتیاز داشتم الان شده 900!

    راستی یه چیز دیگه این داستان قافلگیری زیاد داره امید وارم همینطوری پیگیر باشی ببینم میتونی حدث بزنی!

    امم یه پیشگفتار از فصل چهاردهم بگم بد نیست !
    چند فصلی بود که بیشتر از دوستان و اطرافیان هنری نوشته میشد اما در این فصل داستان برخلاف گذشته کمی به دشمنان و کارهایی که قد انجام دارن میپردازه همینطو توی این فصل مبارزات کارگابن ها به پایان میرسه و امید وارم بتونم یه صحنه نبرد جالب براتون تشریح کنم در انتها هم یه قافلگیری برای هنری داریم که امید وارم فصل 14 رو هم مثل فصول گذشته مورد لطف خودتون قرار بدید
    امضای ایشان

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #143


    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    409
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    368
    پسندیده
    214
    مورد پسند : 213 بار در 103 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AmbrellA نمایش پست ها

    راستی یه چیز دیگه این داستان قافلگیری زیاد داره امید وارم همینطوری پیگیر باشی ببینم میتونی حدث بزنی!

    امم یه پیشگفتار از فصل چهاردهم بگم بد نیست !
    چند فصلی بود که بیشتر از دوستان و اطرافیان هنری نوشته میشد اما در این فصل داستان برخلاف گذشته کمی به دشمنان و کارهایی که قد انجام دارن میپردازه همینطو توی این فصل مبارزات کارگابن ها به پایان میرسه و امید وارم بتونم یه صحنه نبرد جالب براتون تشریح کنم در انتها هم یه قافلگیری برای هنری داریم که امید وارم فصل 14 رو هم مثل فصول گذشته مورد لطف خودتون قرار بدید
    ایول . من منتظر فصل 14 هستم

  7. 1 پسندیده توسط:


  8. Top | #144


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    7
    نوشته ها
    759
    امتیاز
    21,014
    پسندیده
    794
    مورد پسند : 2,130 بار در 788 پست
    میزان امتیاز
    2
    امید، غافلگیری!
    غلط دیکته های توی پستات رو امتیاز کم کنم؟

  9. 1 پسندیده توسط:


  10. Top | #145


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    184
    امتیاز
    994
    پسندیده
    338
    مورد پسند : 375 بار در 153 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط mehr نمایش پست ها
    امید، غافلگیری!
    غلط دیکته های توی پستات رو امتیاز کم کنم؟
    دست روی دلم نزار که خونهههههههههههههههههههه!
    من اگه یه میلیون امتیازم داشته باشم یعنی همینجا صفر میشن!
    امضای ایشان

  11. Top | #146

    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضویت
    1268
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    201
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    2
    چه شکلی میشه امتیاز گرفت ؟
    اخه نمیتونم کتابو دانلود کنم

  12. Top | #147


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    7
    نوشته ها
    759
    امتیاز
    21,014
    پسندیده
    794
    مورد پسند : 2,130 بار در 788 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Lord sarma نمایش پست ها
    چه شکلی میشه امتیاز گرفت ؟
    اخه نمیتونم کتابو دانلود کنم

    200 امتياز ورودي به حسابتون واريز شد. براي كسب امتياز هم بايد فعاليت داتشه باشيد

  13. 1 پسندیده توسط:


  14. Top | #148

    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    662
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    41
    پسندیده
    2
    مورد پسند : 13 بار در 8 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام لطفا به من مقداری امتیاز برای مطالعه بدهید.
    داستانتون زیباست و دارای پتانسیل بالایی می باشد.نثر داستان روان و اتفاقات رو بسیار عالی پیش بردید.

  15. 1 پسندیده توسط:


  16. Top | #149


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    184
    امتیاز
    994
    پسندیده
    338
    مورد پسند : 375 بار در 153 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط nabeghh نمایش پست ها
    سلام لطفا به من مقداری امتیاز برای مطالعه بدهید.
    داستانتون زیباست و دارای پتانسیل بالایی می باشد.نثر داستان روان و اتفاقات رو بسیار عالی پیش بردید.
    متشکرم
    150 امتیاز واریز شد
    امضای ایشان

  17. Top | #150

    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    662
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    41
    پسندیده
    2
    مورد پسند : 13 بار در 8 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام این فصل هم خیلی زیبا بود ولی نظر شخصی من اینه که وقتی کسی مقامش بالاتر است و نیرویش بیشتر است هر چند که در حال حاظر روی اون نیرو کنترل ندارد ولی باز هم نباید از کسی که مقامش پائینتر و نیرویش کمتر است تاثیر بپذیره مانند هنری که قسمتی از حافظه اش به وسیله ی کارگابن اعظم قفل شد.
    ممنون از داستان زیبات

  18. 1 پسندیده توسط:


صفحه 15 از 15 نخستنخست ... 512131415

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد