صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 14 از 14

موضوع: وحشتناک ترین سوتی عمرتون

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    909
    نوشته ها
    429
    امتیاز
    4,345
    پسندیده
    528
    مورد پسند : 1,023 بار در 368 پست
    میزان امتیاز
    2

    وحشتناک ترین سوتی عمرتون

    بیاین.از هیی نترسین.نه کسی میخوردتون و نه هیچی. فقط باید بدترین سوتی عمرتون رو اینجا بنویسید.برای شروع خودم مینویسم.
    تو یه گروه خانوادگی بودم، دستم رفت روی استیکر ها و یه استیکر فوق زشت دادم. حالا اینو کی فهمیدم. فردا صبح. یعنی اینقدر خجالت کشیدم که نگو .
    امضای ایشان
    .When you catch in a calumny, you know your real friends


  2. Top | #11


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1807
    نوشته ها
    212
    امتیاز
    1,459
    پسندیده
    466
    مورد پسند : 488 بار در 210 پست
    میزان امتیاز
    2
    من کلا تو زندگی سوتی زیاد دادم ... حالا جالبه وقتی سوتی میدم بعدش جمع و جورش هم نمی کنم .. برعکس دست پاچه میشم.... :/
    اولیش ... یه بار وقتی بارونیم رو داخل کلاس جا گذاشته بودم می خواستم برم بیارمش توی درب ورودی کلاس با یکی از معلمامون بر خورد کردم ...( که همون زنگ اخر باهاش داشتیم ) ..یهو هل شدم گفتم سلام .. :/ ... معلمه هم فقط بم خندید و رفت ..و من مات دیوار موندم ... :/
    دومیش .... یه بار سرم تو گوشی بود پسر عمم پیج یکی از فامیلامون رو ازم خواسته بود... منم همون جوری که سرم تو گوشی بود رفتم تو اتاقش و شروع کردم به امار دادن اخه بخدا خودم دیدمش که رفت تو اتاق .. بعد کلی امار دادن سرم رو اوردم بالا دیدم ... رفیقش مسعوده .. خلاصه که اب رفتم .. انقد بم خندید .. اخه خیلی چرت و پرت گفتم .....
    سومیش ... من عموم داخل اموزش و پرورش کار میکنه بعد به خاطر همین همه ی معلما و استادا منو میشناسن ..خب..یکی از ویژگی های خیلی بد من اینه که وقتی خیلی خسته میشم و یا خیلی گرسنه میشم شدید خل و چل میشم .. اون روز خیلی خسته بودم اخه چند تا کلاس تقویتی پشت سر هم داشتیم .. از 6 صبح مدرسه بودم تا 7 شب ..خسته و کوفته خل و چل بازیام گل کرد ..دست دو تا رفیق دیوونه ام رو گرفتم و با صدای بلند زدم زیر اواز ... خلاصه داشتم بیا بریم کوه کدوم کوه همون کویی که اهو داره آی بله ... رو میخوندم با اون صدای خوشگلم ... که یهو دیدم پنجره پشتی یکی از کلاسا باز شد و یکی از استادا سرش رو اورد بیرون با خنده گفت چیکار میکنی دختر ؟ ( منو میشناخت اخه کلی سر کلاس اذیتش کرده بودم ) .. یه لحظه رفتم تو شوک ..زندگیم جلو چشمام گذشت .. وای عمووووووووم . وای ابرووم.. همون جور که تو شوک بودم ... یکی بازوم و گرفت و کشون کشون منو برد .. خلاصه بگذریم که چقد دخترای اون کلاس بهم خندیدن و بگذریم از اینکه استاد هنوز که منو میبینه برام همون اهنگ رو میخونه ......
    البته انقد صوتی های من زیادن که نگو....
    اها راستی یه بار رفته بودم فاتحه ی پدر یکی از سال بالایامون ( از طرف مدرسه رفتیم) من خندم گرفته بود شددددددددید .. .. اصلا ببین ... من از شدت خنده زمینو گاز میزدم .. اصلا همون موقع بود که فهمیدم روان پریشم ... اصلا ببین وقتی دیدم دوستام از چش و دماغشون اب میچکه ..اصلا ببین نمی دونم چرا واقعا ...
    یا یه بار سر سفره ی حضرت رقیه..عمم بغلم نشسته بود من دیدم داره باز ازش میچکه .. البته یه خوردش ساختگی بود بین خودمون باشه :)))) عجیب خندم گرفته بود .. گفتم خدایا بخدا زشته پیش فامیل ابرو که دیگه نمونده همین یه چیکه رو بزار بمونه ... به جلوم خیره شدم ... اون یکی عمم رو دیدم .. داشت خندش میگرفت به خاطر من .. گوشه ی دستمالش رو گذاشت سریع رو دهانش .. ببین با این حرکت عمم واقعا دیگه نتونستم تحمل کنم .. فقط اون جا رو ترک کردم ...
    ویرایش توسط ساحره : 11-30-2019 در ساعت 19:43
    امضای ایشان
    "سرنوشت یک موضوع اتفاقی نیست،
    بلکه یک چیزه انتخابیه.
    چیزی نیست که در انتظارش بشینی،
    باید بدستش بیاری"

  3. 3 پسندیده توسط:


  4. Top | #12



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    29
    نوشته ها
    306
    امتیاز
    6,543
    پسندیده
    515
    مورد پسند : 1,366 بار در 401 پست
    میزان امتیاز
    2
    تو ماشین نشسته بودم .... دنبال ماشین میگشتم .
    امضای ایشان
    او که ناخواسته مرا عاشق خود کرده بود مُرده ای بود زخودش هیچ نداشت جز لبخند.

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #13



    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1342
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    1,163
    پسندیده
    28
    مورد پسند : 305 بار در 149 پست
    میزان امتیاز
    2
    من سوتی که خیلی دارم همشون هم مثبت هیجده هستن و جلو خانواده هم سوتی دادم و به فنای عظمی رفتم ولی خب یکی از بدتریناشون این بود که تو مدرسه بود:
    کلا اهل باند بازیم و برا خودم تو مدرسه باند دارم به هر حال یه بار که داشتم پشت سر اون معلم ریاضی........ مون (جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید) فوش میدادم اونم نه از این فحشای دخترانه ها از اون فحشها! یهو دیدم یه دستی زد رو شونم برگشتم دیدم ناظم.....(رجوع شود به پرانتز بالا) مونه هرچی داشتم که ریخت، زانو هامم شل شد که یهو ناظممون گفت: پسر جون یذره با ادب تر باش! اصن همه رفیقام کپ کرده بودیم از این واکنشش من یکی که اصن کم کمش اخراج و تعلیق رو میدیدم ولی به هرحال اون قضیه گذشت ...
    ما بقی سوتیهام رو پس از سانسور کردن اراعه میکنم😁
    امضای ایشان
    جک:امان از اون روزی که مارمولک فکر کنه اژدهاست ، اون موقع هست که اژدها باید بره تو لونش و از خجالت و شرم خودشو با آتیش خودش بسوزونه!
    مهمان گرامي، شما براي ديدن لينک هاي انجمن بايد ثبت نام کنيد، براي ثبت نام کليک کنيد.

  7. 2 پسندیده توسط:


  8. Top | #14



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    97
    نوشته ها
    558
    امتیاز
    157
    پسندیده
    379
    مورد پسند : 1,179 بار در 533 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط amir-fire نمایش پست ها
    من سوتی که خیلی دارم همشون هم مثبت هیجده هستن و جلو خانواده هم سوتی دادم و به فنای عظمی رفتم ولی خب یکی از بدتریناشون این بود که تو مدرسه بود:
    کلا اهل باند بازیم و برا خودم تو مدرسه باند دارم به هر حال یه بار که داشتم پشت سر اون معلم ریاضی........ مون (جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید) فوش میدادم اونم نه از این فحشای دخترانه ها از اون فحشها! یهو دیدم یه دستی زد رو شونم برگشتم دیدم ناظم.....(رجوع شود به پرانتز بالا) مونه هرچی داشتم که ریخت، زانو هامم شل شد که یهو ناظممون گفت: پسر جون یذره با ادب تر باش! اصن همه رفیقام کپ کرده بودیم از این واکنشش من یکی که اصن کم کمش اخراج و تعلیق رو میدیدم ولی به هرحال اون قضیه گذشت ...
    ما بقی سوتیهام رو پس از سانسور کردن اراعه میکنم������
    البته یکی از بچه ها دوران آموزشی همچین تجربه ای داشت و خود طرف پشت سرش در اومد که متاسفانه اتفاقات بعدی به حدی بوق دار بود که تعریفش با سانسور هم ممکن نیست

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد