صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 13

موضوع: شرکت کنندگان در داستان گروهی ( موضوع : دنیای موازی خلافکارها در تهران، فانتزی شهری)

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    468
    امتیاز
    3,819
    پسندیده
    1,203
    مورد پسند : 1,639 بار در 518 پست
    میزان امتیاز
    2

    شرکت کنندگان در داستان گروهی ( موضوع : دنیای موازی خلافکارها در تهران، فانتزی شهری)

    سلام به همه ی عزیزان

    خب با اینکه این قضیه ایده دادن ها اولش یه کم در هم بر هم شد ولی بالاخره موفق شدیم یه سری ایده های خوب رو به نظرسنجی بزاریم و همونطوری هم که انتظار می رفت اکثر بچه ها به فانتزی شهری و ایده ی داستان خلافکارها رأی دادن. ( ده نفر)

    عده ای از دوستان هم گفتن خوبه که ایده ی مبارزه با جنایات جادویی رو هم با ایده ی بالا ترکیب کنم و یه اثر متفاوت در بیاریم. که در موردش صحبت خواهیم کرد.

    خیلی خب این تاپیک برای این هست که بچه ها اعلام آمادگی و شرکت بکنند در داستان، یه بار دیگه ایده رو اینجا می زارم. وقتی تعداد شرکت کننده ها مشخص شد طرح داستان براشون پیام خصوصی میشه و استارت کار دیگه احتمالن تا اواسط هفته ی آینده می خوره.

    روال کار به این صورت هست که :

    1- وقتی اعلام آمادگی می کنید، طرح براتون ارسال میشه و اینطور هم نیست که وسطش جا بزنید یا غیبتون بزنه. چون بالاخره مسئولیتی پذیرفتین و این داستان هم تا آخر تابستون باید به سرانجام برسه. اگر قراره مدتی پیداتون نباشه حتمن قبلن باید با من هماهنگ کنین تا جانشین تعیین کنم.

    2- پیرنگ کار باید گروهی نوشته بشه لذا اینجا حرفی از طرح داستان و یا پایان و آغازش زده نمیشه چون برای کسایی که بعدن می خوان بخونن و لذت ببرن مزه ش میره.

    3- تعداد محدودی از بچه ها انتخاب میشن، الان نمی گم چند تا ولی دیگه خیلی هم نیست تعداد که از دست خارج بشه داستان.

    4- وقتی طرح براتون فرستاده شد و با دقت مطالعه کردین باید یک الی دو صفحه در مورد ویژگی های کاراکتر انتخابیتون بنویسین و برای من پیام خصوصی کنین. اینجا چیزی نذارید!

    5- لیستتون شامل نام کاراکتر و تمام خصوصی اخلاقی وجسمی هست و باید یه بک گراند هم از زندگیش بدین.

    6- ترجیحاً شرکت کننده های داستان کاربرای شناخته شده ی سایت باشن و کسایی که داستان زیاد نوشتن و اینجا گذاشتن.

    ایده :

    داستان از این قراره که شخصیت اول ما (مثلا میگیم احسان) پدر و مادرش مردن. خواهر و دومادشونم کشته چون اونا یه شرمساری و ننگ بزرگ رو براش اوردن. داستان از اینجا شروع میشه که احسان بعد از قتل اونها فراریه و نمیدونه کجا باید بره. خیلی اتفاقی دروازه ای رو پیدا میکنه در جایی در تهران (مثلا تهران) که به شهری میره که در بعدی موازی با تهران قرار داره. تا حالا توجه کردین توی روزنامه اینهمه گمشده زدن پس اینها کجا رفتن؟ یا قاتل و خلافکارای فراری کجا میرن که پیدا نمیشن؟ بله در همین شهر. اینجا جاییه که قانونی وجود نداره. هر گروه و محل قانون خودشو داره و توسط یکی اراره میشه. قتل.تجاوزگ فقر و فحشا بیداد میکنه. درون این شهر اسطوره های زیادی هم وجود دارن. (حتی میتونیم از رستم که سیمرغ بهش عمری طولانی داده هم استفاده کنیم) و یا حتی سیمرغ که روان پریش شده و در دو سمت سیمرغ و ققنوس گیر کرده و دو شخصیتی شده. خب این شهر پتانسیل بسیار زیادی داره برا خلق داستان های زیادی. مثلا اینکه فرشته ها میان تا این شهر رو نابود کنن تا بیشتر جرم و جنایت ها پاک شه. یا مثلا حمله یکی از اسطوره های معروف برای پادشاه شدن این شهر. یا جنگ داخلی و اشوب بین گروه ها. داستان کل جلد ها هم میتونه سر این باشه که احسانی که تک و تنها وارد این شهر شده پیشرفت میکنه و کم کم با جمع کردن گروهی دور هم کسی میشه



    امیدوارم کارها خوب پیش بره.

    بیاید شروع کنیم...
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.


  2. Top | #2


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    4
    نوشته ها
    801
    امتیاز
    15,815
    پسندیده
    2,860
    مورد پسند : 2,635 بار در 876 پست
    میزان امتیاز
    2
    چراغ اولو روشن می کنم و اعلام امادگی می نمایم.
    ای اهل بوک پیج بشتابید بشتابید
    امضای ایشان
    زندگی زندان سرد کینه هاست، من گریزانم ازاین زندان که نامش زندگیست.


  3. 3 پسندیده توسط:


  4. Top | #3


    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    333
    نوشته ها
    349
    امتیاز
    15,431
    پسندیده
    1,062
    مورد پسند : 1,852 بار در 464 پست
    میزان امتیاز
    0
    اعلام آمادگی.
    یه سوال: کاور نمی زنین براش؟
    تو رو خدا شیک و پیکش کنین!
    امضای ایشان
    جدل ها تا به این اندازه دوام نمی آوردند، اگر که تنها یک طرف مقصر بود.

    _لاروش_


  5. 3 پسندیده توسط:


  6. Top | #4


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    10
    نوشته ها
    750
    امتیاز
    18,141
    پسندیده
    2,138
    مورد پسند : 3,209 بار در 964 پست
    میزان امتیاز
    2
    من من من من
    البته که هستم
    ولی بخاطر کنکور شاید وسطا به مشکل بربخورم توی وقت رسوندن داستان :)
    اگه تعداد شرکت کننده ها بیشتر از میزانی که میخواین انتخاب کنین بود من کنار میکشم بقیه شرکت کنن که وقت بیشتر دارن ولی فعلا هستم
    امضای ایشان
    [CENTER][B]Melancholy - still my desire, O let my heart by thee inspire...
    O fill the air with thy sweet scent,
    Let thy light, thy star crescent.

    Wherever she dwells I will bid a farewell sigh
    For she dwells with beauty - beauty that must die
    And deep inside me I will wait for her return
    To her enchanting, awe-inspiring flame I'll yearn

    [/B][/CENTER]

  7. 3 پسندیده توسط:


  8. Top | #5



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    42
    نوشته ها
    766
    امتیاز
    1,599
    پسندیده
    364
    مورد پسند : 2,643 بار در 951 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Harir-Silk نمایش پست ها
    اعلام آمادگی.
    یه سوال: کاور نمی زنین براش؟
    تو رو خدا شیک و پیکش کنین!
    کاور و صفحه آرایی من کوچک در خدمتم.
    فقط هرکی مسئوله چیزی که میواد رو برام بفرسته
    امضای ایشان
    نه آدم درست و حسابیی هستم و نه در حدی هستم که بخوام بگم مصداق سخنان این مردم، ولی خب، رویا پرداختن درباره خوب بودن که اشکالی نداره.

    من به همه سفارش میکنم به هر شکل ممکن وسایل ارتقای اخلاقی و اعتقادی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید؛ و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزش ها و نوآوری ها همراهی کنید؛ و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگه دارید. مبادا ... جوانان ما را، تحقیر و سرزنش نمایند و خدای ناکرده از پیشرفت و استعداد خارجی ها بت بتراشند و روحیه پیروی و تقلید و گداصفتی را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. به جای اینکه گفته شود که دیگران کجا رفتند و ما کجا هستیم به هویت انسانی خود توجه کنند و روح توانایی و راه و رسم استقلال را زنده نگه دارند.
    #امام
    #خمینی
    #امام_خمینی

  9. 3 پسندیده توسط:


  10. Top | #6


    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    392
    نوشته ها
    861
    امتیاز
    7,044
    پسندیده
    2,010
    مورد پسند : 3,640 بار در 1,096 پست
    میزان امتیاز
    2
    من:خانم اجازه؟
    بانو آتوسا:بله؟
    من: ميشه منم شركت كنم؟
    بانو آتوسا: بله ولي تعداد محدودی از بچه ها انتخاب میشن، الان نمی گم چند تا ولی دیگه خیلی هم نیست تعداد که از دست خارج بشه داستان.
    امضای ایشان

  11. 1 پسندیده توسط:


  12. Top | #7
    بوفچه
    سلام
    صرفا جهت اعلام آمادگی.

  13. 1 پسندیده توسط:


  14. Top | #8


    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    242
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    -335
    پسندیده
    93
    مورد پسند : 178 بار در 60 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام منم اعلام آمادگی میکنم
    هرچند تا حالا داستان زیادی اینجا نگذاشتم (فقط سه چهارتا داستان کوتاه)
    اما اگه جا بود کنرو هم یه جوری جا کنید.

  15. 2 پسندیده توسط:


  16. Top | #9



    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    290
    نوشته ها
    485
    امتیاز
    3,071
    پسندیده
    3,926
    مورد پسند : 1,159 بار در 501 پست
    میزان امتیاز
    2
    ایده ش خوب به نظر میرسه. میخواید چند جلدی بنویسید؟
    شیطونه میگه شرکت کنم

    آتوسا، به نظرت چقدر کار میبره نوشتنش؟ یعنی چقدر از نویسنده ها انتظار دارین؟ میخوام ببینم اگه شرکت کنم وقت زیادی ازم نگیره.
    خودت نیستی؟
    @Lady Rain
    ویرایش توسط اشوزُشت سپید : 05-19-2016 در ساعت 12:43
    امضای ایشان

  17. 3 پسندیده توسط:


  18. Top | #10



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    468
    امتیاز
    3,819
    پسندیده
    1,203
    مورد پسند : 1,639 بار در 518 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط اشوزُشت سپید نمایش پست ها
    ایده ش خوب به نظر میرسه. میخواید چند جلدی بنویسید؟
    شیطونه میگه شرکت کنم

    آتوسا، به نظرت چقدر کار میبره نوشتنش؟ یعنی چقدر از نویسنده ها انتظار دارین؟ میخوام ببینم اگه شرکت کنم وقت زیادی ازم نگیره.
    خودت نیستی؟
    @Lady Rain
    فعلن یک جلده

    فعلن طرح رو برام فرستادن واسه ی همه ی شرکت کننده ها می خوام بفرستم من نظرم اینه که بیشتر از ده نفر شرکت نکنن چون تعداد کاراکترها که زیاد شه روند داستان از دست خارج میشه.

    تو کنکورت چه موقعس ؟ سعی کن حتمن شرکت کنی. منم شرکت می کنم.
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.

  19. 2 پسندیده توسط:


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد