نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: کدام ایده را برای داستان گروهی می پسندید؟

رأی دهندگان
26. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • خلق افراد با قدرتهای ماورای طبیعی(فانتری، علمی تخیلی)

    5 19.23%
  • دزدیده شدن 5 انسان از زمین ( علمی تخیلی)

    1 3.85%
  • پیروزی موجودات ماورای طبیعی بر انسان ( فانتزی )

    4 15.38%
  • ایجاد سازمان مبارزه با جنایات جادویی ( فانتزی)

    6 23.08%
  • دنیای موازی خلافکارها در تهران (فانتزی شهری)

    10 38.46%
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 30

موضوع: ارائه ی ایده های داستان گروهی

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    468
    امتیاز
    3,819
    پسندیده
    1,203
    مورد پسند : 1,639 بار در 518 پست
    میزان امتیاز
    2

    ارائه ی ایده های داستان گروهی

    سلام دوستان عزیز

    خب این بخش هم فعال شد، خدمتتون عرض کنم در این بخش ایده های مربوط به داستان گروهی رو بررسی می کنیم ولی زمانش محدود هست و تعداد نفرات شرکت کننده هم از 13 نفر بیشتر نشه که شلوغی و نا به سامانی پیش نیاد حتی من پیشنهاد می کنم با 10 نفر شروع کنیم خیلی بهتر خواهد بود.

    تو این بخش ایده ی اثرتون رو به همراه ژانر داستانی که می خوایم بنویسیم مشخص می کنیم.

    ایده باید کاملن نو باشه، یعنی دیگه از فرشته و شیطان و جن و پری و خوناشام و گرگینه بیاید بیرون و یه ایده ی متفاوت ارائه بدین لطفن

    در نهایت بهترین ایده ها انتخاب شده و نظر سنجی میشه از بینشون یکی انتخاب میشه

    داستان می تونه فانتزی باشه و اگر باشه که چه بهتر حالا شاخه های متفاوتی از فانتزی داریم، دارک فانتزی، فانتزی رومانس یا هر چیز دیگه می تونید ژانر رو این انتخاب کنین و بعد ایده تون رو ارائه بدین و اینکه ایده در حد یه پاراگراف باشه. یه کامیون داستان ننویسین به عنوان ایده اینجا ارائه بدین، ایده روشن و مبره هم باشه یعنی قشنگ منظورتون معلوم باشه که ایده در مورد چی هستش.


    پس قوانین این قسمت :

    1- ارائه ی ایده های نو

    2- مشخص کردن ژانر داستانی مورد نظر

    3- ایده ها بیش از یک پاراگراف نباشند

    با سپاس و تشکر

    بیاید که شروع کنیم

    مثال :

    1- یه خواننده ی داستان های ترسناک می خواد داستان ترسناک خودش رو بسازه.

    2- یک پروفسور باستان شانسی در یکی از سفرهاش به مصر، سنگ جادویی و قدرتمندی رو پیدا می کنه.

    3- پیرمرد 70 ساله ای که می خواد برای بار اول دست به دزدی بزنه با کمک دوستانش و یک جواهر فروشی رو بدزده


    ( ایده در حد یک خط توضیحاتش یک پاراگراف)
    ویرایش توسط Lady Joker : 05-13-2016 در ساعت 09:43
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.


  2. Top | #2
    بوفچه
    امممم یه پاراگراف برای یه ایده محدودیت نیست؟ یه ایده دارم براش ولی خیلی بیشتر از یه پاراگرافه.

  3. 2 پسندیده توسط:


  4. Top | #3



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    468
    امتیاز
    3,819
    پسندیده
    1,203
    مورد پسند : 1,639 بار در 518 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط تانوس نمایش پست ها
    امممم یه پاراگراف برای یه ایده محدودیت نیست؟ یه ایده دارم براش ولی خیلی بیشتر از یه پاراگرافه.
    توی ارائه ایده یه مقدار با مبحث طرح داستان و پیرنگ تفاوت وجود داره. برای ایده یه سری کلمات کلیدی نیاز هست که استفاده کنید برای مثل فرض کنید منِ نویسنده ایده ی داستان ایکس من رو می خوام به سبک خودم ارائه بدم.

    یک پروفسوری در یک موسسه میاد و انسانهایی که عجیب و غریب متولد شدن یا روشون آزمایش شده رو دور هم جمع می کنه، تا هم اینطوری مواظبشون باشه که یه وقت به جامعه و مردم عادی آسیبی نرسونن و هم اینکه بتونه از قدرتاشون یه جوری هم به نفع خودش هم حالا به نفع دنیا سود ببره و استفاده کنه. اینها تبدیل به قهرمان های مردم میشن چون هر جایی از دنیا اتفاقی بیفته اینا رو می فرستن تا خطر رو از مردم و دولت ها دور نگه داره. اما از میون اینها چند نفر پیدا میشن و متوجه میشن که پروفسور همچین به فکر منفعت دنیا نیست و آدم مثبتی نیست پس علیه ش شورش می کنن.

    ژانر : علمی تخیلی
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.


  5. Top | #4
    بوفچه
    نقل قول نوشته اصلی توسط Lady Rain نمایش پست ها
    توی ارائه ایده یه مقدار با مبحث طرح داستان و پیرنگ تفاوت وجود داره. برای ایده یه سری کلمات کلیدی نیاز هست که استفاده کنید برای مثل فرض کنید منِ نویسنده ایده ی داستان ایکس من رو می خوام به سبک خودم ارائه بدم.

    یک پروفسوری در یک موسسه میاد و انسانهایی که عجیب و غریب متولد شدن یا روشون آزمایش شده رو دور هم جمع می کنه، تا هم اینطوری مواظبشون باشه که یه وقت به جامعه و مردم عادی آسیبی نرسونن و هم اینکه بتونه از قدرتاشون یه جوری هم به نفع خودش هم حالا به نفع دنیا سود ببره و استفاده کنه. اینها تبدیل به قهرمان های مردم میشن چون هر جایی از دنیا اتفاقی بیفته اینا رو می فرستن تا خطر رو از مردم و دولت ها دور نگه داره. اما از میون اینها چند نفر پیدا میشن و متوجه میشن که پروفسور همچین به فکر منفعت دنیا نیست و آدم مثبتی نیست پس علیه ش شورش می کنن.

    ژانر : علمی تخیلی
    آها اوکی. متوجه شدم.
    ایده من اینطوره: فعالیت های یه سازمان خرابکار به نام پنجه فعالیت هایی درش شه اصفهان می کنه که باعث به وجود اومدن عده ای افراد با قدرت های ماورایی می شه و این افراد توسط دولت در یه پروژه به نام دسته ببرها جمع می شن تا با این سازمان مبارزه کنن. بعد مشخص می شه اقداماتش برای حواس پرتی بوده تا ضحاک رو به این دنیا احضار کنن.
    ژانر: فانتزی و علمی تخیلی


  6. Top | #5



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    42
    نوشته ها
    766
    امتیاز
    1,599
    پسندیده
    364
    مورد پسند : 2,643 بار در 951 پست
    میزان امتیاز
    2
    پنج انسان از سیاره زمین دزیده میشوند
    غارتگرانی که آنها را برده اند کریزر نام دارند.
    آن پنج نفر برای اینکه بتوانند زندگی و آزادی خود را پس بگیرند باید از مسابقه ای ده مرحله ای بگذرند.
    ژانر: علمی تخیلی
    تعداد افرد شرکت کننده: پنج نفر
    حدودا هم جداکثر فکر کنم تو سه ماه بشه بست(گرچه شاید تا شش ماه بره)
    امضای ایشان
    نه آدم درست و حسابیی هستم و نه در حدی هستم که بخوام بگم مصداق سخنان این مردم، ولی خب، رویا پرداختن درباره خوب بودن که اشکالی نداره.

    من به همه سفارش میکنم به هر شکل ممکن وسایل ارتقای اخلاقی و اعتقادی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید؛ و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزش ها و نوآوری ها همراهی کنید؛ و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگه دارید. مبادا ... جوانان ما را، تحقیر و سرزنش نمایند و خدای ناکرده از پیشرفت و استعداد خارجی ها بت بتراشند و روحیه پیروی و تقلید و گداصفتی را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. به جای اینکه گفته شود که دیگران کجا رفتند و ما کجا هستیم به هویت انسانی خود توجه کنند و روح توانایی و راه و رسم استقلال را زنده نگه دارند.
    #امام
    #خمینی
    #امام_خمینی


  7. Top | #6


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    878
    نوشته ها
    373
    امتیاز
    2,937
    پسندیده
    454
    مورد پسند : 803 بار در 396 پست
    میزان امتیاز
    2
    به نظر مــــــــــــــن اگه یه بار موجودات ماورا طبیعی بر انسان پیروز بشن عیبی نداشته باشه مثلا به عده موجودات که توسط نسان ها به چیز های خطرناک تبدیل شدن{البته از نظر انسان ها}و انسان ها اونا به قعر دنیا فرستاده باشن برگردن و زمینو از انسان ها{که مثلا حسابی بد و خبیثن}پس بگیرن و نسل نویی رو بسازن.
    امضای ایشان
    من یه گوگول مگولم!
    تو یه گوگول مگولی!
    ما یه گوگول مگولیم!
    گولی گولی گوووووو :دی

  8. 3 پسندیده توسط:


  9. Top | #7



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    468
    امتیاز
    3,819
    پسندیده
    1,203
    مورد پسند : 1,639 بار در 518 پست
    میزان امتیاز
    2
    نویسنده ای که داستانی می نویسه که توش آینده ی هر کدام از خواننده هاش رو پیش بینی کرده

    ژانر : علمی-تخیلی- روانشناسانه
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.

  10. 3 پسندیده توسط:


  11. Top | #8


    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    136
    نوشته ها
    215
    امتیاز
    651
    پسندیده
    2,700
    مورد پسند : 1,553 بار در 381 پست
    میزان امتیاز
    0
    ژانر: فانتزی
    پادشاهی در دوران کهن راز فرمانروایی به نیرو های اهریمنی رو پیدا میکنه ولی توسط شیطان فریب میخوره و خودش هم تبدیل به پادشاه ظالمی میشه بعد از اينکه شيطان اراده پادشاه رو به دست گرفت براي تصرف زمين نياز داره که همه موجودات از هر نژاد رو نابود کنه ولي از اونجايي که نژادها خصوصيات خاص خودشون رو دارن به روش هاي معمول نابود نميشن براي همين گروهي رو موظف ميکنه که راههاي نابودي نژاد ها رو پيدا کنن خبر به مردوم ميرسه و اونا هم تصميم ميگيرن در برابر شيطان باستند و در نتیجه راه شکست شیطان رو که شستن سنگ احظار شیطان با خون هست رو پیدا میکنن
    برای همین از هر نژاد یک یا چند نفر ( این چند نفر رو برای اینکه دستمون باز باشه نوشتم) انتخاب میشن تا برای این ماموریت مکان مخفی سنگ برن ولی برای اینگکه تو گروه قبول بشن باید به سرزمینی دور برن تا صلاحیتشون تایید بشه ( یه جورایی یه سفر برای رسیدن به شورا که خودش یه آزمونه) اونجا به افراد برگزیده کمک هایی میشه(سنگ هایی جادویی ویا راه های رسیدن به اینجور چیزا رو بهشون میگن) وبعد راهی سفر اصلی میشن
    شیطان هم برای جلو گیری از حمله از موجودات جهنمی میخواد که جلو این گروه رو بگیرن ( بجای موجودات جهنمی هم میشه از همون مردم نژاد های مختلف استفاده کرد که با تهدید های شیطان یا وعده های او با این گروه ملحق شدن)
    .
    حالا با وسطای داستان کاری ندارم بمونه برای بعد ولی آخرش که برگزیده ها ( یا تعدادی شون) به مکان سنگ میرسن چالش اصلی اینه که کی قراره خودش رو قربانی کنه ( همشون آمادگی قربانی شدن رو دارن ولی فقط یه نفر لازمه) خب یه سری داستان میتونه اینجا جالب بشه مثلا بعد از قربانی کردن نفر اول بقیه متوجه بشن که عطش سنگ برای خون بیشتر از اون چیزیه که فکر میکردن و در نتیجه دونه دونه خودشون رو قربانی میکنن
    ویرایش توسط سهیل : 05-08-2016 در ساعت 21:08
    امضای ایشان
    "تا هستم جهان ارثیه بابامه
    سلاماش، همه عشقاش، همه درداش، تنهاییاش
    وقتی هم نبودم،
    مال شما"

  12. 2 پسندیده توسط:


  13. Top | #9


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    10
    نوشته ها
    750
    امتیاز
    18,141
    پسندیده
    2,138
    مورد پسند : 3,209 بار در 964 پست
    میزان امتیاز
    2
    جامعه سه طبقه داره، ابر قهرمان ها که به جامعه حکومت میکنن، نیمه قهرمان ها که قدرتای ناقص دارن و عمرکوتاهی هم دارن و افراد معمولی. کل شخصیتا نیمه قهرمان باشن و بتونن بطور موقت با دارویی قهرمان بشن. جنگ علیه قهرمان های پلید
    امضای ایشان
    [CENTER][B]Melancholy - still my desire, O let my heart by thee inspire...
    O fill the air with thy sweet scent,
    Let thy light, thy star crescent.

    Wherever she dwells I will bid a farewell sigh
    For she dwells with beauty - beauty that must die
    And deep inside me I will wait for her return
    To her enchanting, awe-inspiring flame I'll yearn

    [/B][/CENTER]

  14. 1 پسندیده توسط:


  15. Top | #10


    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    333
    نوشته ها
    349
    امتیاز
    15,431
    پسندیده
    1,062
    مورد پسند : 1,852 بار در 464 پست
    میزان امتیاز
    0
    ای کاش برای تعداد افراد شرکت کننده محدودیت نذاریم. شلوغی توسط مدیر قابل کنترله.
    ایده من که قبلا گفتم یه سازمان مبارزه با جنایت های جادوییه. هر کسی که بخواد توی داستان گروهی شرکت کنه عضو سازمان میشه. و بعد تیم هایی که به شکار موجودات جادویی فرستاده میشن و...
    ژانر فانتزی:)
    امضای ایشان
    جدل ها تا به این اندازه دوام نمی آوردند، اگر که تنها یک طرف مقصر بود.

    _لاروش_



صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد