صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از 21 به 25 از 25

موضوع: نوستالوژی های کاغذی

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,350
    امتیاز
    19,423
    پسندیده
    965
    مورد پسند : 4,571 بار در 1,431 پست
    میزان امتیاز
    2

    نوستالوژی های کاغذی

    سلام
    حتما براتون پیش اومده که به یه کتاب حس خاصی داشته باشید یا از کتابی خاطرات خاصی داشته باشید.
    بعضی وقتها بعضی از کتابهامون برای ما عزیزتر از بقیه هستن به خاطر خاطراتی که ازشون داریم

    خب اگه همچین چیزی دارید اینجا تعریف کنید.

    برای خود من
    یکی از عزیزترین کتابهایی که دارم کتابی هست بنام گربه ی من نازنازیه که وقتی چهار سالم بود مادرم برام خرید.


    اونجوری نیگا نکنین...نوستالوژیش بالاس.شاید اولین کتابی باشه که حفظ کردم و هنوز خط به خطشو حفظم.اونقدر دوستش داشتم که وقتی پسر عموم به همراه پسر همسایه مون تو یه شیطنت پارش کردن تا دو روز تب کردم.بعد مامانم یکی دیگه برام خریداما خب اونم بعدها توسط یکی دیگه از پسرای هم بازی به باد رفت و من همیشه حسرتشو خوردم تا همین سه چهار سال پیش که یه بار خواهرام همراه دختر داییم از بیرون اومدن و ایشون رو بهم هدیه دادن یه چاپ جدید از کتاب که الان هم گل سر سبد کتابخونمه

    با احترام به استاد منوچهر احترامی برای سرودن این شعر کودکانه

    یه کتاب دیگه هم بود بنام بوقلمون که دقیقا یه روز قبل از فاجعه مامان جون برام خریدن و من هرگز فرصت نیافتم اون کتاب رو بخونم.همینجا اعلام میکنم مهدی ایمان حسین حلالتون نمیکنم
    ویرایش توسط proti : 12-22-2014 در ساعت 14:51
    امضای ایشان

    قابل توجه کاربران گرامی:
    1- پست های تک خطی و بی محتوا پست ارزشی و اسپم حساب می شه و پاک میشه
    2- کاربران تازه وارد برای دانلود داستان از انجمن میتونن تا سقف صد امتیاز از مدیران سایت دریافت کنن بعد از اون دیگه امتیاز مورد نیازتون رو باید با فعالیت مفید به دست بیارید
    3- منظور از فعالیت مفید پست پشت سر هم توی تاپیک ها نیست لطفا قوانین رو مطالعه کنید و از اسپم بارون کردن سایت بپرهیزید.



    برای بهتر بودن کافی است از آنچه هستید بیشتر تلاش کنید...
    زمانی که هر روز از روز قبل بهتر باشید بیاد داشته باشید که شما بهترینید


  2. Top | #21


    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    شماره عضویت
    1870
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    2,022
    پسندیده
    124
    مورد پسند : 114 بار در 52 پست
    میزان امتیاز
    2
    ه نظر من کتاب تاج پادشاه قشنک بود ولی الان دیکه نیستش کتابه اولین کتاب بود درمورد تخیلی تاریخی بود

  3. Top | #22



    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    1743
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    1,268
    پسندیده
    34
    مورد پسند : 168 بار در 77 پست
    میزان امتیاز
    2
    من کتاب حسنی نگو بلا بگو رو خیلی دوست داشتم :)
    ولیجدا از شوخی اسطور و نوساتلژی من هری پاتر بوده و هست
    امضای ایشان
    من نویسنده ای قلابیم
    من انسانم
    من
    هلن پراسپروم



  4. Top | #23


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1784
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    236
    پسندیده
    268
    مورد پسند : 294 بار در 122 پست
    میزان امتیاز
    2
    من با کتابایه دارن شان خوندن یاد گرفتم الانم یه کتاب که خیلی تو سبک اون نیست رو زیاد نمیپسندم.حتی به خاطر کتابایه اون زبانمو تقویت کردم کلا الگو گرفته از دارن شانم به خصوص سرزمین شیاطین با اینکه یه بار بیشتر نخوندمش ولی هنوز هم میتونم جزء جزءشو تعریف کنم.
    امضای ایشان
    زندگی همچون آینه ای است که خواستت را بازتاب میدهد.
    زیاد بخواه . دقیق بخواه . قدر بدان

  5. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Feb 2019
    شماره عضویت
    1846
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    1,891
    پسندیده
    61
    مورد پسند : 74 بار در 17 پست
    میزان امتیاز
    2
    من بچه بودم کتاب قصه زیاد داشتم اصولا از خواهر برادرا ارث میرسید و زیاد بهشونم اهمیت نمیدادم..اما اولین کتابی که هدیه گرفتم از مادرم بود اون موقع هشت سالم بود ..یه کتاب به اسم حکایت های بهلول...این بهلول چندتا داستان تو کتاب داره که من هر وقت گوش مفت پیدا میکردم میشستم براشون داستانارو میخوندم تقریبا همه از دستم دیوونه شده بودن ..یادش بخیر اون موقع مادربزرگ خدابیامرزم چقد میشست گوش میداد .. چه خاطراتی برام زنده شد

  6. Top | #25


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1307
    نوشته ها
    77
    امتیاز
    546
    پسندیده
    52
    مورد پسند : 179 بار در 60 پست
    میزان امتیاز
    2
    خب خب. چه پست جالبی...
    راستش صحنه ایی که در کودکی در سن 4 یا 5 خیلی تو ذهنم هست کتابهای پدرمه. که تو یه کمد بود. اوایل حکم لگو رو داشتن. ولی کم کم به مرور شروع به خوندنشون کردم. اولین کتابی که خیلی جدی خوندمش خرمگس از لیلیان وینیچ بود. کتاب سنگینی بود و وقتی تو سن 20 سالگی دوباره خوندمش از فهمم در سن 13 سالگی خندم گرفت. این که کلا یه برداشت دیگه داشتم. ولی فهمیدم که علاقه شدیدی به نویسندگی دارم. و کتابیه که خیلی دوسش دارم و هنوز هم دارمش...
    امضای ایشان
    سنگ چون بر خود گمان شیشه کرد
    شیشه گردید و شکستن پیشه کرد

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد