صفحه 68 از 68 نخستنخست ... 185865666768
نمایش نتایج: از 671 به 678 از 678

موضوع: کافى شاپ بوک پيج

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,357
    امتیاز
    19,445
    پسندیده
    967
    مورد پسند : 4,623 بار در 1,440 پست
    میزان امتیاز
    2

    کافى شاپ بوک پيج

    يه مدت بود قصد داشتم جايى رو بزارم که کمى ازادانه تر باشه
    يه جا براى گفتگوى ازاد اعضا حرف زدن و بحث هاى خودمونى و نزديک تر شدن به هم


    چون فرماندهی کل سایت مهرنوش خانم گفته چند مورد رو جدی اعلام کنم
    قوانىن
    اين تاپيک مستمع و ازاده
    توهين ندارىم

    پست زير دو خط پاک ميشه
    دعوا نکنيد
    بحث سياسى عقیدتی و دینی ممنوع هست و فورا پاک میشه

    درهر مورد ديگه اى صحبت و گفتگو مجاز ميباشد
    نکته
    قانون اسپم شامل اين تاپيک کمی سبک تر خواهد بود یعنی کمتر سخت میگیریم اما معنیش این نیست که سو استفاده کنید و بشه چت باکس
    براى معرفى اعضا ونقد فيلم توى تاپيکهاى خودش اقدام کنيد وگرنه پاک ميشه

    دیگه اینکه فرماندهی کل سایت گفتن که اگه دوست دارین اینجا بمونه سو استفاده نکنین قشنگ و مهربانانه در مسیر قوانین بیاین هرچی دلتون میخواد بگید فقط تهدید به بستن هم کرده از من گفتن بود ايشون به طور جدى به حرفهاش عمل ميکنه.
    ویرایش توسط proti : 10-22-2015 در ساعت 17:50
    امضای ایشان

    قابل توجه کاربران گرامی:
    1- پست های تک خطی و بی محتوا پست ارزشی و اسپم حساب می شه و پاک میشه
    2- کاربران تازه وارد برای دانلود داستان از انجمن میتونن تا سقف صد امتیاز از مدیران سایت دریافت کنن بعد از اون دیگه امتیاز مورد نیازتون رو باید با فعالیت مفید به دست بیارید
    3- منظور از فعالیت مفید پست پشت سر هم توی تاپیک ها نیست لطفا قوانین رو مطالعه کنید و از اسپم بارون کردن سایت بپرهیزید.



    برای بهتر بودن کافی است از آنچه هستید بیشتر تلاش کنید...
    زمانی که هر روز از روز قبل بهتر باشید بیاد داشته باشید که شما بهترینید


  2. Top | #671



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    909
    نوشته ها
    395
    امتیاز
    4,285
    پسندیده
    479
    مورد پسند : 991 بار در 350 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ryan2 نمایش پست ها
    این قانون جذبه یکم تحیقی کنی داخل اینترنت میفهمی داستان چیه
    دقیقا می دونم قضیه چیه و قانون جاذبه چیه. ولی.... من هیچ وقت اونقدر بهش فکر نکردم که بخواد سرنوشت شخصیت توی داستانم به زندگی من مرتبط بشه.
    امضای ایشان
    .When you catch in a calumny, you know your real friends

  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #672


    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    2033
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    146
    پسندیده
    19
    مورد پسند : 124 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    2
    جدا از بحثی که چرا این اتفافا برای تو میوفته بهتر نیست ازش استفاده کنی مثلا اگه همین جوریه که تو میگی بنویس کلی پول بهت ارث رسیده یا اصلا فکر کن و سه تا آرزوتو بنویس اگه براورده شدن یعنی واقعا یک اتفاق عجیبی برات افتاده اگه هم براورده نشدن نشون میده که اتفاقای قبلی ساخته ذهنتن
    درضمن درصورتی که باز هم هر چی نوشتی به واقعیت تبدیل شدن میتونی تو دفتر بنویسی از فردا این قدرت ها رو نداری به همین راحتی این مشئله حل میشه
    امضای ایشان
    زندگی همچون بادکنکی است در دست کودکان
    که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را
    از بین میبرد
    محموددولت_آبادی

  5. 1 پسندیده توسط:


  6. Top | #673



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    909
    نوشته ها
    395
    امتیاز
    4,285
    پسندیده
    479
    مورد پسند : 991 بار در 350 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ryan2 نمایش پست ها
    جدا از بحثی که چرا این اتفافا برای تو میوفته بهتر نیست ازش استفاده کنی مثلا اگه همین جوریه که تو میگی بنویس کلی پول بهت ارث رسیده یا اصلا فکر کن و سه تا آرزوتو بنویس اگه براورده شدن یعنی واقعا یک اتفاق عجیبی برات افتاده اگه هم براورده نشدن نشون میده که اتفاقای قبلی ساخته ذهنتن
    درضمن درصورتی که باز هم هر چی نوشتی به واقعیت تبدیل شدن میتونی تو دفتر بنویسی از فردا این قدرت ها رو نداری به همین راحتی این مشئله حل میشه
    oooooo به اینجاش فکر نکرده بودم:))))) ولی یعنی داستانمو خراب کنم؟ نمیشه اخه. یه سیر داستانی داره. الکی که نمیشه همچی قاطیش کرد.
    امضای ایشان
    .When you catch in a calumny, you know your real friends

  7. Top | #674


    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    2033
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    146
    پسندیده
    19
    مورد پسند : 124 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    2
    نمیشه هم خدارو خواست هم خرما رو
    خوب میتونی بعدا این صفحه هاشو رو پاک کنی تازه اگه من جات بودمو هرچی مینوشتم به واقعیت تبدیل میشد ازش بهترین استفاده رو میکردم و زندگیمو تامین میکردم

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نمیشه هم خدارو خواست هم خرما رو
    خوب میتونی بعدا این صفحه هاشو رو پاک کنی تازه اگه من جات بودمو هرچی مینوشتم به واقعیت تبدیل میشد ازش بهترین استفاده رو میکردم و زندگیمو تامین میکردم

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نمیشه هم خدارو خواست هم خرما رو
    خوب میتونی بعدا این صفحه هاشو رو پاک کنی تازه اگه من جات بودمو هرچی مینوشتم به واقعیت تبدیل میشد ازش بهترین استفاده رو میکردم و زندگیمو تامین میکردم

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نمیشه هم خدارو خواست هم خرما رو
    خوب میتونی بعدا این صفحه هاشو رو پاک کنی تازه اگه من جات بودمو هرچی مینوشتم به واقعیت تبدیل میشد ازش بهترین استفاده رو میکردم و زندگیمو تامین میکردم

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نمیشه هم خدارو خواست هم خرما رو
    خوب میتونی بعدا این صفحه هاشو رو پاک کنی تازه اگه من جات بودمو هرچی مینوشتم به واقعیت تبدیل میشد ازش بهترین استفاده رو میکردم و زندگیمو تامین میکردم
    امضای ایشان
    زندگی همچون بادکنکی است در دست کودکان
    که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را
    از بین میبرد
    محموددولت_آبادی

  8. 1 پسندیده توسط:


  9. Top | #675



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    909
    نوشته ها
    395
    امتیاز
    4,285
    پسندیده
    479
    مورد پسند : 991 بار در 350 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ryan2 نمایش پست ها

    نمیشه هم خدارو خواست هم خرما رو
    خوب میتونی بعدا این صفحه هاشو رو پاک کنی تازه اگه من جات بودمو هرچی مینوشتم به واقعیت تبدیل میشد ازش بهترین استفاده رو میکردم و زندگیمو تامین میکردم
    اگه جای من بودی بیشتر می ترسیدی تا بخوای استفاده کنی. اگه هر کاری بکنم و اشتباه از اب در بیاد بعدا این مقصر خود منم و این عذابش که انتخاب دیگه ای هم داشتم منو می کشه!
    امضای ایشان
    .When you catch in a calumny, you know your real friends

  10. 1 پسندیده توسط:


  11. Top | #676


    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    2033
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    146
    پسندیده
    19
    مورد پسند : 124 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    2
    خوب باسه کاری که میخوای بکنی خوب فکر کن تصور کن یه چراغ جادو افتاده دستت سه تا از آرزو هات (یا بیشتر ) برآورده میشه اینکه ترس نداره یکم شجاعت به خرج بده بیخیال باش ریلکس کن و از فرصت هات لذت ببر
    امضای ایشان
    زندگی همچون بادکنکی است در دست کودکان
    که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را
    از بین میبرد
    محموددولت_آبادی

  12. 1 پسندیده توسط:


  13. Top | #677


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    878
    نوشته ها
    413
    امتیاز
    2,888
    پسندیده
    561
    مورد پسند : 968 بار در 454 پست
    میزان امتیاز
    2
    یکی از رویایی ترین صحنه های زندگی اینه که از شدت گشنگی معدت در حال سوراخ شدن باشه.رو کنی به خدا بگی خدایا!گشنمه!غذا بفرست!
    بعد از وسط ناکجا اباد مغزت یادت بیاد یه چیزی دارین واسه خوردن!بری گرم کنی بیاری بخوری.
    اینقدر حس خوبیه.اینقدر حس خوبیه.اصلا جا همتون خالی.
    امضای ایشان
    الله الله فریاد از جور زمان
    الله الله فریاد از اهرمنان
    در گمراهی سرگردان مانده بشر
    بی رونق شد ایمان از فتنه و شر
    وای از روزگار تنهایی
    یا رب کو دم مسیحایی
    بزن ای دل آه دعا
    مگر آید روح بقا ناجی عالم کو

    واسه لبخند امام زمان یه صلوات محمدی!


  14. Top | #678



    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    1743
    نوشته ها
    142
    امتیاز
    1,569
    پسندیده
    44
    مورد پسند : 226 بار در 104 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط _MIS_REIHANE نمایش پست ها
    یکی از رویایی ترین صحنه های زندگی اینه که از شدت گشنگی معدت در حال سوراخ شدن باشه.رو کنی به خدا بگی خدایا!گشنمه!غذا بفرست!
    بعد از وسط ناکجا اباد مغزت یادت بیاد یه چیزی دارین واسه خوردن!بری گرم کنی بیاری بخوری.
    اینقدر حس خوبیه.اینقدر حس خوبیه.اصلا جا همتون خالی.
    واسه منم افتاده
    داشتم از گشنگی می مردم. بعد فیلمم می دیدم. فک کنم فول متال الکمیست بود. بعد انیمه اصن بدون خوراکی که نمیشه. در غصهغوطه ور بودم رفتم تو آشپزخونه مثل بیچاره ها آب بخورم که یهو:
    یه پلاستیک با سه تا بسته چیپس توش دیدم
    خودتون تصور کنید دیه
    امضای ایشان
    با کمال احترام،
    نویسنده ای قلابی،
    دختر کاغذی
    هلن پراسپرو




صفحه 68 از 68 نخستنخست ... 185865666768

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد