صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 30

موضوع: بهترین مکان‌ برای نوشتن

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    شماره عضویت
    458
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    -398
    پسندیده
    97
    مورد پسند : 187 بار در 65 پست
    میزان امتیاز
    2

    بهترین مکان‌ برای نوشتن

    درصورتی که اتاقی بدونِ سر و صدا در دسترس‌تان نبود، کجا می‌نویسید؟ اگر اهلِ نوشتن هستید، لابد با این معضل روبه‌رو شده‌اید. ویرجینیا ولف، همینگوی، جی. کی. رولینگ، استفن کینگ و چند نویسندهٔ حرفه‌ای دیگر پیشنهادهایی برای مکانِ نوشتن ارائه می‌کنند.
    ویرجینیا ولف اصرار دارد برای اینکه یک زن بتواند به صورت حرفه‌ای بنویسد، باید یک اتاقِ شخصی داشته باشد! در عینِ حال نویسندهٔ فرانسوی، ناتالی ساروت ترجیح می‌دهد که برای نوشتن در ساعتِ به خصوصی در صبح به کافهٔ همسایه برود و روی صندلی ثابتی بنشیند. او در موردِ کافه می‌گوید که آنجا مکانی معمولی است که هیچ چیز تمرکزش را به هم نمی‌ریزد، تلفنی وجود ندارد.
    مارگارت درابل رمان نویس، ترجیح می‌دهد در اتاقِ یک هتل بنویسد؛ جایی که می‌تواند در زمانِ به خصوصی از روز بدون هیچ مزاحمی در آنجا تنها باشد.
    بهترین مکان برای نوشتن کجاست؟ دستِ کم علاوه بر قدری استعداد و مطلب قابل توجهی برای گفتن، نوشتن احتیاج به تمرکز دارد و این تمرکز معمولاً با تنهایی حاصل می‌شود. استفن کینگ در کتابی با عنوان «در مورد نوشتن» چند پیشنهاد کاربردی ارائه می‌کند:
    «اگر امکان دارد، تلفن و مطمئناً تلویزیون یا دستگاهِ ویدیوییِ بازی‌ای که باعث شود وقتتان تلف شود، در اتاقی که می‌نویسید وجود نداشته باشد. اگر پنجره‌ای در اتاق است، پردهٔ آن را بکشید یا سایه‌ها را از بین ببرید، مگر این‌که روی دیوارِ خالیِ بیرون نمایان باشد. برای هر نویسنده‌ بالاخص نویسندگانِ مبتدی، عاقلانه است تمامِ عواملی را که باعث حواس‌پرتی در حین نوشتن می‌شود ارزیابی کنند.»
    اما در این زمانهٔ شلوغ، ارزیابیِ تمام عواملِ حواس‌پرتی ممکن است کارِ خیلی سختی باشد.
    مثلاً، برخلاف مارسل پروست، که از نیمه شب تا صبح در اتاقی بدون هیچ سر و صدا می‌نوشت، بیشترِ ما هیچ انتخابی به جز نوشتن در هر مکان و زمانی که بتوانیم، نداریم. اگر وقتِ آزاد و نقطه‌ای خلوت برایِ نوشتن پیدا کنیم از خوش‌شانسی ماست. زندگی همواره عادت به مانع شدن دارد.
    آنه دیلارد در حالِ تلاش برای نوشتنِ نیمهٔ دوم کتابش با عنوان «در وصال زائر کریک» است. به گفتهٔ او حتی مطالعه در اطاقکِ چوبیِ کتابخانه هم ممکن است حواسِ انسان را پرت کند. مخصوصاً اگر آن اتاقکِ کوچک پنجره هم داشته باشد:
    «روی سقفِ شیروانیِ بیرون پنجره، گنجشک‌ها به شن‌ها نوک می‌زنند. یکی از آن‌ها یک پا ندارد، دیگری پایش در رفته است. اگر من بایستم و با دقت اطراف را زیر نظر داشته باشم می‌توانم چرندگان جویبار را که در کنارهٔ میدان در رفت و آمدند ببینم. درونِ نهر حتی از فاصلهٔ زیاد هم می‌توانم موش‌های آبی و لاک‌پشت‌های بزرگِ آبزی را ببینم. به سمتِ طبقهٔ پایین و خارج از کتابخانه می‌دوم تا آن‌ها را تماشا کنم یا با آن‌ها بازی کنم.»
    برای حذف کردن این سرگرمی‌های دلپذیر، دیلارد در نهایت طرحی بر روی نمای بیرونی پنجره‌اش کشید و پس از آن برای داشتن یک روز خوب نوشتاری، تمام پرده‌ها را کشید و رویِ طرحِ پرده‌ها را با نوار چسباند. او می‌گفت: «اگر مصداقی از جهان بخواهم، می‌توانم به طراحیِ سبک‌دارِ پیرامونم نگاه کنم.» فقط در آن زمان بود که او توانست کتابش را تمام کند.
    به عقیدهٔ جی. کی. رولینگ، نویسندهٔ مجموعه‌های هری پاتر، ناتالی ساروت ایدهٔ درستی دارد. این موضوع بر کسی پوشیده نیست که بهترین مکان برای نوشتن به عقیدهٔ من یک کافه است. شما در آنجا لازم نیست برای خودتان قهوه درست کنید. لازم نیست احساس کنید که در یک سلول انفرادی هستید. اگر حس کردید ذهنتان دیگر کار نمی‌کند می‌توانید بلند شوید و به کافهٔ دیگری بروید و انرژی دوباره بگیرید و به مغزتان فرصت دهید تا فکر کند. بهترین کافه برای نوشتن کافه‌ای است که به اندازهٔ کافی شلوغ باشد جایی که شما با شلوغی آنجا یک‌دست شوید. اما نه آن‌قدر شلوغ که مجبور شوید میزتان را با شخص دیگری شریک شوید.
    البته همه با این موضوع موافق نیستند. توماس مان ترجیح می‌دهد برای نوشتن روی یک صندلی از جنس بید و در کنار دریا بنشیند. کرین گرسون رمآن‌هایش را زیر سشوار در سالن آرایش نوشته است. ویلیام تاکری همانند درابل، اتاق هتل را برای نوشتن ترجیح می‌دهد. و جک کراس رمان «دکتر ساکس» خود را در توالت آپارتمان ویلیام برو دوم نوشته است.
    پاسخ محبوبِ من به این سؤال را جان کنت گالبرایت اقتصاددان داده است. پیشنهاد او این بود:
    بهترین مکان برای نوشتن، تنهاییِ خودتان است. زیرا نوشتن راهی می‌شود برای فرار از خستگیِ وحشتناکِ شخصیتِ خودتان. این تا حد زیادی کمک می‌کند تا از همراهی با کسانی که منتظر لحظه‌ای طلایی هستند،کناره‌گیری کنید.
    اما معقول‌ترین پاسخ ممکن است پاسخ ارنست همینگوی باشد که به سادگی گفته است: «بهترین مکان برای نوشتن در سرِ خودتان است.»
    ویرایش توسط R-MAMmad : 05-07-2016 در ساعت 00:36


  2. Top | #2



    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    413
    نوشته ها
    346
    امتیاز
    2,407
    پسندیده
    457
    مورد پسند : 981 بار در 367 پست
    میزان امتیاز
    2
    یه لپ تابم ندارم برم کنار دریا از این جیقوله بازیا در بیارم
    همون جمله اخری از ارنست به نظر من بهترین جمله بود
    باید دید خود فرد کجا احساس راحتی بیشتری داره
    امضای ایشان
    am i a loser?? maybe...but i am still a live

  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #3



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    42
    نوشته ها
    788
    امتیاز
    3,506
    پسندیده
    416
    مورد پسند : 2,739 بار در 974 پست
    میزان امتیاز
    2
    به نظرم بهترینش واسه استفن کینگ بود
    همه چیزای حواس پرت کنو بذاریم کنار
    (خیلی خوب میشه اگر بتونم موقع نوشتن اینترنت رو ساکت کنم)
    اون موقع به نظرم سرعتو کیفیت میره بالا.
    امضای ایشان
    نه آدم درست و حسابیی هستم و نه در حدی هستم که بخوام بگم مصداق سخنان این مردم، ولی خب، رویا پرداختن درباره خوب بودن که اشکالی نداره.

    من به همه سفارش میکنم به هر شکل ممکن وسایل ارتقای اخلاقی و اعتقادی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید؛ و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزش ها و نوآوری ها همراهی کنید؛ و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگه دارید. مبادا ... جوانان ما را، تحقیر و سرزنش نمایند و خدای ناکرده از پیشرفت و استعداد خارجی ها بت بتراشند و روحیه پیروی و تقلید و گداصفتی را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. به جای اینکه گفته شود که دیگران کجا رفتند و ما کجا هستیم به هویت انسانی خود توجه کنند و روح توانایی و راه و رسم استقلال را زنده نگه دارند.
    #امام
    #خمینی
    #امام_خمینی

  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    878
    نوشته ها
    371
    امتیاز
    2,933
    پسندیده
    453
    مورد پسند : 819 بار در 399 پست
    میزان امتیاز
    2
    جالب بود
    مرسی
    امضای ایشان
    من یه گوگول مگولم!
    تو یه گوگول مگولی!
    ما یه گوگول مگولیم!
    گولی گولی گوووووو :دی

  6. Top | #5


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    10
    نوشته ها
    754
    امتیاز
    1
    پسندیده
    2,146
    مورد پسند : 3,284 بار در 970 پست
    میزان امتیاز
    2
    واقعا استفن کینگ راست گفته، میلی حواس آدم پرت میشه موقع نوشتن
    متمرکز بودن گاها آسونه ولی وقتی ازون حالت غرق شدن توی داستان خارج میشی با یه چیزی که حواستو بهم میریزه، باز برگشتن به اون حالت وقت حروم میکنه و سخته :/
    امضای ایشان
    [CENTER][B]Melancholy - still my desire, O let my heart by thee inspire...
    O fill the air with thy sweet scent,
    Let thy light, thy star crescent.

    Wherever she dwells I will bid a farewell sigh
    For she dwells with beauty - beauty that must die
    And deep inside me I will wait for her return
    To her enchanting, awe-inspiring flame I'll yearn

    [/B][/CENTER]

  7. Top | #6


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    665
    نوشته ها
    136
    امتیاز
    178
    پسندیده
    241
    مورد پسند : 398 بار در 160 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    اگر به من بود، میرفتم در یک کلبه وسط جنگل و با صدای با در بین درختان و زوزه گرگها مینوشتم.
    اما حالا که نمیتوانم یک همچین جایی برم برای نوشتن یا درس خواندن و... تنها جای راحت برای من جلوی تلویزیون (ترجیحاً روشن) و یا در یک اتاق با در بسته است.
    البته کلبه در جنگل نشد و داخل کوهستان هم بود مشکلی ندارم.

  8. Top | #7
    بوفچه
    اومممم من با ایده رولینگ موافقم.

  9. Top | #8


    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    333
    نوشته ها
    349
    امتیاز
    15,096
    پسندیده
    1,062
    مورد پسند : 1,859 بار در 464 پست
    میزان امتیاز
    0
    من هیچوقت نمی تونم جای خاصی رو برای نوشتن انتخاب کنم.
    چون لحظه های نوشتن من کم هستن. یه دفعه یه موجی از ایده به من برخورد می کنه و من هرجا که باشم باید شروع به نوشتن کنم. حتی اگه موقعیت مناسب نباشه یادداشت برمی دارم که یادم نره.
    من تا وقتی حس نوشتن تو وجودم پر نشه شروع به نوشتن نمی کنم، و این تنها چیزیه که نیاز دارم. چون زمان های مشخصی نداره، در نتیجه مکانش برام حداقل اهمیت رو داره. برای من نوشتن در هرجایی به خوبی همدیگه ست!!!
    امضای ایشان
    جدل ها تا به این اندازه دوام نمی آوردند، اگر که تنها یک طرف مقصر بود.

    _لاروش_


  10. 1 پسندیده توسط:


  11. Top | #9


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    10
    نوشته ها
    754
    امتیاز
    1
    پسندیده
    2,146
    مورد پسند : 3,284 بار در 970 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Harir-Silk نمایش پست ها
    من هیچوقت نمی تونم جای خاصی رو برای نوشتن انتخاب کنم.
    چون لحظه های نوشتن من کم هستن. یه دفعه یه موجی از ایده به من برخورد می کنه و من هرجا که باشم باید شروع به نوشتن کنم. حتی اگه موقعیت مناسب نباشه یادداشت برمی دارم که یادم نره.
    من تا وقتی حس نوشتن تو وجودم پر نشه شروع به نوشتن نمی کنم، و این تنها چیزیه که نیاز دارم. چون زمان های مشخصی نداره، در نتیجه مکانش برام حداقل اهمیت رو داره. برای من نوشتن در هرجایی به خوبی همدیگه ست!!!
    کسایی که شغلشون نویسندگیه مثل تو حسی نمینویسن، اونها باید یه جای مناسب پیدا کنن :)) چون همیشه اون موج ایده ها براشون نمیاد نیاز دارن روی حداکثر تمرکز باشن. تازه حجم نوشتن تو خیلی کمه. در حجم زیاد بخوای بنویسی چیزایی که حواستو پرت میکنن زیاد میشه.
    امضای ایشان
    [CENTER][B]Melancholy - still my desire, O let my heart by thee inspire...
    O fill the air with thy sweet scent,
    Let thy light, thy star crescent.

    Wherever she dwells I will bid a farewell sigh
    For she dwells with beauty - beauty that must die
    And deep inside me I will wait for her return
    To her enchanting, awe-inspiring flame I'll yearn

    [/B][/CENTER]

  12. 2 پسندیده توسط:


  13. Top | #10


    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    333
    نوشته ها
    349
    امتیاز
    15,096
    پسندیده
    1,062
    مورد پسند : 1,859 بار در 464 پست
    میزان امتیاز
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط Hermit نمایش پست ها
    کسایی که شغلشون نویسندگیه مثل تو حسی نمینویسن، اونها باید یه جای مناسب پیدا کنن :)) چون همیشه اون موج ایده ها براشون نمیاد نیاز دارن روی حداکثر تمرکز باشن. تازه حجم نوشتن تو خیلی کمه. در حجم زیاد بخوای بنویسی چیزایی که حواستو پرت میکنن زیاد میشه.

    شاید حق با تو باشه، اما حتی در حجم های بالا هم حس می کنم نیاز به حالت روحی مناسب از شرایط مکانی مناسب اولویت داره. قبول نداری؟
    امضای ایشان
    جدل ها تا به این اندازه دوام نمی آوردند، اگر که تنها یک طرف مقصر بود.

    _لاروش_


  14. 1 پسندیده توسط:


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد