صفحه 1 از 13 123411 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 124

موضوع: Dark shadow [فصل دوم اضافه شد]

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    392
    نوشته ها
    862
    امتیاز
    7,038
    پسندیده
    2,010
    مورد پسند : 3,646 بار در 1,097 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post Dark shadow [فصل دوم اضافه شد]

    نام:Dark shadow
    نويسنده:آرمان رئيسي
    ويراستار:abol19
    كاور:محمد(سورن)
    ژانر:وحشت،فانتزي
    فايل: PDF


    مقدمه
    هنگامي كه خون بر زمين بريزد روح در تخته محبوس مي‌شود و آنگاه نفريني شوم فعاليتش را آغاز مي‌كند و تا مادامي كه انتقام خود را نگيرد به آرامش نخواد رسيد.


    ویرایش توسط Anobis : 07-13-2018 در ساعت 17:02
    امضای ایشان


  2. Top | #2


    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    392
    نوشته ها
    862
    امتیاز
    7,038
    پسندیده
    2,010
    مورد پسند : 3,646 بار در 1,097 پست
    میزان امتیاز
    2
    امشب ادامه داستان قرار خواهد گرفت
    امضای ایشان

  3. 2 پسندیده توسط:


  4. Top | #3


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    37
    نوشته ها
    164
    امتیاز
    1,383
    پسندیده
    58
    مورد پسند : 546 بار در 200 پست
    میزان امتیاز
    2
    عجبا .....خداییش خیلی حال کردم خفن ترسناک بود.حالا مرض داری ادامشو شب میزاری روز بزار خو داستانه ترسناکو چه به شب گذاشتن. مخصوصا که خوانندت منم. بعدشم امممم گفت و گو هات به جوه داستان نمیخوره حس ترس آدم میره در اون لحظه کلا. ولی خداییش گربه هه .......عووووق.

    خب این نظره من بود
    امضای ایشان
    امضا


  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    شماره عضویت
    490
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    -384
    پسندیده
    139
    مورد پسند : 101 بار در 25 پست
    میزان امتیاز
    2
    ممنون از اینکه این داستان خفن رو نوشتی!!
    خب!
    میخوای بریم سراغ نقد که واسه قسمت بعدی-به قول دوستمون شب بزارش!
    - تغییراتی بدی؟
    متنت مشخص نبود که کتابیه یا محاوره ای. اما بهتره محاوره ای باشه چون از زبان شخصیت اصلی داره تعریف میشه. اولاش که کتابی بود.
    فضا سازیت هم وقتی که تو خونه بود عالی بود اما وقتی رفت که در رو باز کنه، یه خورده بیشتر شب رو ترسناک نشون بده.
    در کل داستانت عالی بود و خواهشا شب بزار!
    امضای ایشان
    ببینم کی مجموعه پنجگانه افسانه رو خونده که بیاد با هم بشینیم حرف بزنیم؟؟


  6. Top | #5



    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    341
    نوشته ها
    477
    امتیاز
    8,013
    پسندیده
    1,537
    مورد پسند : 1,195 بار در 555 پست
    میزان امتیاز
    2
    خو اون موجوده چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ والا من تا جایی که احساس می کنم، اون موجوده همون پال بود! گفته بود میخوام یکمی بترسونم. احساس میکنم هنوز به ماجرای اصلی، یا در واقع ترس اصلی داستان نزدیک نشدیم. فکر کنم توی قسمت دوم اصل ماجرا رو بشه. اون موجوده الکس بود. به نظر من.
    راستی احساس داستان خوب بود، اما در اون حد ترسناک نبود، راستیتش من با داستانای میلاد با اینکه، زیاد قواعد و این چیزا رو رعایت نمی کرد بیشتر می ترسیدم!
    والا من اگر در حال مرگم باشم جرات نمیکنم چیزی که شکستنی باشه رو پرت کنم. مامانم برگشت می کشم!!!!!!!!!!!!!/ می فهمین؟؟؟ می کشم!
    ولی خب، اون یکم اشکالات ویرایشی رو که دیدم، میگم، موقتا درست کن. البته نمیدونم هم واقعا غلطن یا نه. خودت نگاه کن با نظر خودت درست. مثلا شوک خیلی قوی وارد من شد! این یک جوریه! مثلا اینجا در واقع "قوی" رو باید "قوی ای" خوند. دوتا "ی" می گیره. فکر نکنم توی داستان ها و مخصوصا وقتی داری معیار می نویسی اینطور باشه. وارد من شد هم فکر نکنم به داستانت بخوره. می نوشتی به من وارد شد قشنگ تر بود. البته خودت باید نگاهش کنی ببینی چطوری بهتره.
    بعد اون بیچاره گربه هه رو اگر توصیفش رو بیشتر کنی، این که دقیقا چه بلایی سر اون بدبخت اومده، تصویر بهتری ازش توی خواننده ایجاد بشه، باحال تر میشه. من خودم اونجا که گفتی پاش رفت روی یه چیزیو لیز خورد، به نظرم اومد پاش رفت روی دل و روده یا یه تیکه ای از اون گربه.
    راستی روی متنت احساس کردم خودت نمیدونی دوست داشتی چه طوری بنویسی. به اصطلاح نمیدونی با خودت چند چندی! به نظرم خودت بخونش. مثلا اینو از خودت بپرس، که میخواستی معیار بنویسی یا محاوره؟ من احساس می کنم ترکیبی نوشتی. جدای از دیالوگ ها. البته من خو همیشه از این احساسای چرت و پرت دارم. زیاد توجه نکن

  7. 3 پسندیده توسط:


  8. Top | #6


    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    392
    نوشته ها
    862
    امتیاز
    7,038
    پسندیده
    2,010
    مورد پسند : 3,646 بار در 1,097 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط banooshamash نمایش پست ها
    ممنون از اینکه این داستان خفن رو نوشتی!!
    خب!
    میخوای بریم سراغ نقد که واسه قسمت بعدی-به قول دوستمون شب بزارش!
    - تغییراتی بدی؟
    متنت مشخص نبود که کتابیه یا محاوره ای. اما بهتره محاوره ای باشه چون از زبان شخصیت اصلی داره تعریف میشه. اولاش که کتابی بود.
    فضا سازیت هم وقتی که تو خونه بود عالی بود اما وقتی رفت که در رو باز کنه، یه خورده بیشتر شب رو ترسناک نشون بده.
    در کل داستانت عالی بود و خواهشا شب بزار!

    نقل قول نوشته اصلی توسط reza379 نمایش پست ها
    خو اون موجوده چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ والا من تا جایی که احساس می کنم، اون موجوده همون پال بود! گفته بود میخوام یکمی بترسونم. احساس میکنم هنوز به ماجرای اصلی، یا در واقع ترس اصلی داستان نزدیک نشدیم. فکر کنم توی قسمت دوم اصل ماجرا رو بشه. اون موجوده الکس بود. به نظر من.
    راستی احساس داستان خوب بود، اما در اون حد ترسناک نبود، راستیتش من با داستانای میلاد با اینکه، زیاد قواعد و این چیزا رو رعایت نمی کرد بیشتر می ترسیدم!
    والا من اگر در حال مرگم باشم جرات نمیکنم چیزی که شکستنی باشه رو پرت کنم. مامانم برگشت می کشم!!!!!!!!!!!!!/ می فهمین؟؟؟ می کشم!
    ولی خب، اون یکم اشکالات ویرایشی رو که دیدم، میگم، موقتا درست کن. البته نمیدونم هم واقعا غلطن یا نه. خودت نگاه کن با نظر خودت درست. مثلا شوک خیلی قوی وارد من شد! این یک جوریه! مثلا اینجا در واقع "قوی" رو باید "قوی ای" خوند. دوتا "ی" می گیره. فکر نکنم توی داستان ها و مخصوصا وقتی داری معیار می نویسی اینطور باشه. وارد من شد هم فکر نکنم به داستانت بخوره. می نوشتی به من وارد شد قشنگ تر بود. البته خودت باید نگاهش کنی ببینی چطوری بهتره.
    بعد اون بیچاره گربه هه رو اگر توصیفش رو بیشتر کنی، این که دقیقا چه بلایی سر اون بدبخت اومده، تصویر بهتری ازش توی خواننده ایجاد بشه، باحال تر میشه. من خودم اونجا که گفتی پاش رفت روی یه چیزیو لیز خورد، به نظرم اومد پاش رفت روی دل و روده یا یه تیکه ای از اون گربه.
    راستی روی متنت احساس کردم خودت نمیدونی دوست داشتی چه طوری بنویسی. به اصطلاح نمیدونی با خودت چند چندی! به نظرم خودت بخونش. مثلا اینو از خودت بپرس، که میخواستی معیار بنویسی یا محاوره؟ من احساس می کنم ترکیبی نوشتی. جدای از دیالوگ ها. البته من خو همیشه از این احساسای چرت و پرت دارم. زیاد توجه نکن
    ممنون از نظر هاي خوبتون.......
    سعي ميكنم توي قسمت بعدي بيشتر رعايت كنم.........





    راستي بچه ها يه لحظه دلم خواست يه كاور بزنم براش
    اولين كار كاورمه
    نظرتون رو در موردش بگيد
    امضای ایشان


  9. Top | #7



    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    290
    نوشته ها
    484
    امتیاز
    3,052
    پسندیده
    3,921
    مورد پسند : 1,158 بار در 500 پست
    میزان امتیاز
    2
    صادقانه بگم، بد نبود. یعنی نگارشت کمی ضعیفه و جای کار داری...
    داستان در محیط غربی اتفاق می افته ولی مکالمه ها اصلا شبیه مکالمه های مردم غرب نیستن! باید به این چیزا توجه کنی
    داستان ترسناکه ولی حس ترس رو زیاد منتقل نمیکنی... به این که چرا سم جیغ میکشه و در رو میبنده هم اصلا نپرداختی، و همه ش فکر میکردم این چرا ترسید؟ و اخرش فهمیدم که یه چیزی دیده بود...!!!!
    توی نوشتن عجله داری، با آرامش جلو برو... نمیگم داستان رو کش بده؛ ولی سرعتت به حدی باشه که خواننده حس داستان رو بگیره.

    اشکالات ویرایشی هم زیاد داشت... مطالعه و دقتتو ببر بالا.

    شب را تنهايي در خانه بمونم
    اون چيز گلدون
    "بمونم" محاوره ست. "بمانم" درسته. "اون" نه. "آن"... "مامان" میشه گفت محاوره ست و بیشتر تو متون خودمونی یا از زاویه دید بچه ها، استفاده میشه. "مادر" بهتره.... "براش" نه، "برایش" آرمان جان، نوشته باید معیار باشه، باید مراقب باشی که شکل محاوره ی واژگان رو استفاده نکنی!
    بعله = بله
    کله = سر
    چی = چه
    بگم توي خونه تنهام .... چونكه ميدونستم بعدها پال منو جلوي همه دست ميندازه، = بگویم در خانه تنها هستم ... چون میدانستم پال بعدها من را (مرا) جلوی همه دست می اندازد (خواهد انداخت)
    توي = در
    چال = چاله
    چال كردم = دفن کردم . خاک کردم
    بارون = باران
    رو = را
    برسونه = برساند
    صداي رعد و برق آمد و يك شوك خيلي قوي وارد من شد
    شوک واردش شد؟ بگی "به ام شوک وارد شد" بهتره. گرچه این جمله رو زیاد دوست ندارم. یه جورایی قشنگ نیست!
    چشمانم را بستم و تنها چيزي كه جلوي دستم بود را برداشتم و به سمت جلو پرتاب كردم.... اصلا سعي نكردم كه حتي يك لحظه هم كه شده جلويم را نگاه كنم
    علت این کار چیه؟ از شوک این کارو کرد؟ غیرمنطقیه!
    با این روش روایت، معلومه که این 2 اتفاق زمینه ساز یه صحنه ی بد هستن! بهتر روایت کن؛ عادی نشونش بده... انقدر تاکید نکن، که ذهن خواننده روشون قفل بشه... اینجوری بعدا نمیتونی خواننده رو متعجب کنی.

    روي زمين ليز خوردم
    زیاد جالب نیست. "خودم را روی زمین کشاندم" بهتره.
    هيكلم را با هزار سختي
    "خودم را" بهتره
    و باز هم بوق هاي پياپي به گوش مي خورد
    "ّباز هم" که میاری یعنی کاری دوباره انجام شده؛ پس باید قبلش از "بوق های پیاپی" گفته باشی که بتونی حالا هم بگی...

    2بار میگی گربه رو چال کردی. اینا رو ادغام کن

    بالاخره صدا ي كوبيده شدن در به گوشم رسيد
    "بالاخره" ؟! زمانی بالاخره میاد که منتظر چیزی باشی. آیا سم منتظر کوبیده شدن در بود؟!
    به پايين پرتاب شوم
    پرتاب رو "انجام" میدن. پس باید بگی "بیفتم"
    با يك حركت غير ارادي
    بهتره بگی "ناخودآگاه"

    پیروز و سربلند باشی

    ویرایش توسط اشوزُشت سپید : 09-05-2015 در ساعت 12:54
    امضای ایشان

  10. 6 پسندیده توسط:


  11. Top | #8



    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    341
    نوشته ها
    477
    امتیاز
    8,013
    پسندیده
    1,537
    مورد پسند : 1,195 بار در 555 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Anobis نمایش پست ها
    ممنون از نظر هاي خوبتون.......
    سعي ميكنم توي قسمت بعدي بيشتر رعايت كنم.........





    راستي بچه ها يه لحظه دلم خواست يه كاور بزنم براش
    اولين كار كاورمه
    نظرتون رو در موردش بگيد
    ی کوچولو کم نیست تصویر؟، یه چیزی بزار که بشه چیز های بیشتری ازش دریافت کرد! توی چت باکس دیدمش، اینجا هم که دارم میبینم، توی پست اصلی هم بزارش. بعد پست اصلی رو نمیدونم چطور دقیقا، ولی یه مقدار مرتبش کن بر اساس نظر خودت، که هم اینو بزاری واسه قمست بعدیم آماده باشه. یه طوری بزارش که بچه ها رو جذب کنه. همون نظمش. به نظرم خیلی تاثیر داره! والا بخدا

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -


    آرمان، عزیزم، داستان ویرایش شد. دیگه دنبال ویراستار نگرد. وجدانا راست میگم. اینا رو اعمال کنی دیگه چی میخوای؟؟؟؟؟
    هرچند آیدا جان اینجا فقط مشکلات محاوره بودن و معیار بودن رو گفت. من که به نوبه خودم از آیدا خانوم تشکر می کنمی

  12. Top | #9


    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    392
    نوشته ها
    862
    امتیاز
    7,038
    پسندیده
    2,010
    مورد پسند : 3,646 بار در 1,097 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ida Lee نمایش پست ها
    صادقانه بگم، بد نبود. یعنی نگارشت کمی ضعیفه و جای کار داری...
    داستان در محیط غربی اتفاق می افته ولی مکالمه ها اصلا شبیه مکالمه های مردم غرب نیستن! باید به این چیزا توجه کنی
    داستان ترسناکه ولی حس ترس رو زیاد منتقل نمیکنی... به این که چرا سم جیغ میکشه و در رو میبنده هم اصلا نپرداختی، و همه ش فکر میکردم این چرا ترسید؟ و اخرش فهمیدم که یه چیزی دیده بود...!!!!
    توی نوشتن عجله داری، با آرامش جلو برو... نمیگم داستان رو کش بده؛ ولی سرعتت به حدی باشه که خواننده حس داستان رو بگیره.

    اشکالات ویرایشی هم زیاد داشت... مطالعه و دقتتو ببر بالا.



    "بمونم" محاوره ست. "بمانم" درسته. "اون" نه. "آن"... "مامان" میشه گفت محاوره ست و بیشتر تو متون خودمونی یا از زاویه دید بچه ها، استفاده میشه. "مادر" بهتره.... "براش" نه، "برایش" آرمان جان، نوشته باید معیار باشه، باید مراقب باشی که شکل محاوره ی واژگان رو استفاده نکنی!
    بعله = بله
    کله = سر
    چی = چه
    بگم توي خونه تنهام .... چونكه ميدونستم بعدها پال منو جلوي همه دست ميندازه، = بگویم در خانه تنها هستم ... چون میدانستم پال بعدها من را (مرا) جلوی همه دست می اندازد (خواهد انداخت)
    توي = در
    چال = چاله
    چال كردم = دفن کردم . خاک کردم
    بارون = باران
    رو = را
    برسونه = برساند

    شوک واردش شد؟ بگی "به ام شوک وارد شد" بهتره. گرچه این جمله رو زیاد دوست ندارم. یه جورایی قشنگ نیست!

    علت این کار چیه؟ از شوک این کارو کرد؟ غیرمنطقیه!
    با این روش روایت، معلومه که این 2 اتفاق زمینه ساز یه صحنه ی بد هستن! بهتر روایت کن؛ عادی نشونش بده... انقدر تاکید نکن، که ذهن خواننده روشون قفل بشه... اینجوری بعدا نمیتونی خواننده رو متعجب کنی.


    زیاد جالب نیست. "خودم را روی زمین کشاندم" بهتره.

    "خودم را" بهتره

    "ّباز هم" که میاری یعنی کاری دوباره انجام شده؛ پس باید قبلش از "بوق های پیاپی" گفته باشی که بتونی حالا هم بگی...

    2بار میگی گربه رو چال کردی. اینا رو ادغام کن


    "بالاخره" ؟! زمانی بالاخره میاد که منتظر چیزی باشی. آیا سم منتظر کوبیده شدن در بود؟!

    پرتاب رو "انجام" میدن. پس باید بگی "بیفتم"

    بهتره بگی "ناخودآگاه"

    پیروز و سربلند باشی

    يه ويرايش سطحي كردم ....... ببينيد چه طور شد
    امضای ایشان

  13. 2 پسندیده توسط:


  14. Top | #10



    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    341
    نوشته ها
    477
    امتیاز
    8,013
    پسندیده
    1,537
    مورد پسند : 1,195 بار در 555 پست
    میزان امتیاز
    2
    این الان به ذهنم اومد. بر اثر صدای رعد و برق اون چیز رو برداشت و پرت کرد؟؟ چرا؟// معمولا وقتی این کار رو میکنن که احساس کنن یه چیزی جلوشونه، و داره حرکت میکنه، یا نگاه میکنه. همچین چیزی. صدای رعد و برق که توی همه ی خونه، محله، شهر و خیابون میاد! صدای رعد و برق از یه جای منمرکز نمیاد ک

  15. 1 پسندیده توسط:


صفحه 1 از 13 123411 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد