صفحه 3 از 13 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 124

موضوع: Dark shadow [فصل دوم اضافه شد]

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    392
    نوشته ها
    864
    امتیاز
    6,986
    پسندیده
    2,016
    مورد پسند : 3,652 بار در 1,098 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post Dark shadow [فصل دوم اضافه شد]

    نام:Dark shadow
    نويسنده:آرمان رئيسي
    ويراستار:abol19
    كاور:محمد(سورن)
    ژانر:وحشت،فانتزي
    فايل: PDF


    مقدمه
    هنگامي كه خون بر زمين بريزد روح در تخته محبوس مي‌شود و آنگاه نفريني شوم فعاليتش را آغاز مي‌كند و تا مادامي كه انتقام خود را نگيرد به آرامش نخواد رسيد.


    ویرایش توسط Anobis : 07-13-2018 در ساعت 17:02
    امضای ایشان


  2. Top | #21


    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    392
    نوشته ها
    864
    امتیاز
    6,986
    پسندیده
    2,016
    مورد پسند : 3,652 بار در 1,098 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط reza379 نمایش پست ها
    آقا تخته روح چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    يه سري تخته بود قديما كه حروف نوشته شده بود و يك بله و خير در دوطرف صحنه بود و يك مهره داشت كه بايد همه دست ميزاشتن روش......
    بعدا الكي يكي هي مهره رو تكون ميداد همه فكر ميكردن يه روح داره تكون ميده.....
    امضای ایشان

  3. 2 پسندیده توسط:


  4. Top | #22



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    50
    نوشته ها
    441
    امتیاز
    8,211
    پسندیده
    3,835
    مورد پسند : 1,849 بار در 651 پست
    میزان امتیاز
    2
    داستان جالب بود ، من وحشتی توش ندیدم
    فقط یکم خنده دار بود برام ، ترس اون پسره
    و برای گربه بیچاره متاسفم

    در کل داستان قشنگی بود؛ فقط ترسشو نیافتم این وسط
    امضای ایشان
    ... خودخواهی و غرور، دو چیز متفاوتند، هر چند که معمولا مترادف گرفته می شوند. ممکن است کسی مغرور باشد اما خودخواه نباشد. غرور بیشتر به تصور ما از خودمان بر می گردد، خودخواهی به چیزی که دیگران درباره ما می گویند...!



    ...ممکن است بدون قصد بدخواهی برای دیگران بدی کرد و میتوان از روی سهو و خطا سبب بدبختی دیگران شد. بی فکری، عدم توجه به احساس دیگران و عدم تصمیم باعث چنین کارهایی میشود...!


    غرور و تعصب / جین اوستین / مترجم: رضا رضایی

  5. 3 پسندیده توسط:


  6. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    شماره عضویت
    490
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    -314
    پسندیده
    139
    مورد پسند : 101 بار در 25 پست
    میزان امتیاز
    2
    این دفعه از دفعه ی قبل خیلی بهتر شده بود.
    آورین!
    همینطور ادامه بده!
    فیلم ترسناک نیگا کن که حس نوشتنت فوران کنه!
    امضای ایشان
    ببینم کی مجموعه پنجگانه افسانه رو خونده که بیاد با هم بشینیم حرف بزنیم؟؟

  7. 4 پسندیده توسط:


  8. Top | #24



    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    341
    نوشته ها
    507
    امتیاز
    8,115
    پسندیده
    1,604
    مورد پسند : 1,233 بار در 570 پست
    میزان امتیاز
    2
    مانند کارتون تام و جری ریخت؟؟؟؟
    این جاهاش فکر کنم به داستان نمیاد. در واقع تناقض داره، با داستان. یجورایی حتی طنزش هم کرده. بعدش دیگه این اغراقه! به نظرت خیلی بد نیست که به خاطر یه دعوای بین دو دوست، یه چیز معمول، یه چیز ساده، این اتفاق بیفته؟ خیلی زیاده رویه به نظر من! این کار برای دوتا دوست، یه جورایی غیر ممکنه، اما قابل انجامه. ولی اینطور بشه، هر دو شخص تا آخر عمرشون عذاب وجدان می گیرن! مثلا هر بار که اون رو ببینه و ببینه که دندوناش ریختن، خودشو سرزنش میکنه، حالا، آیا اگر دوست خودت بود، همچین اتفاقی میفتاد؟ هر چند خب این ایرانی نیست! اما خب اینجا رو باید واقعا به نظر خودت پیش بری. من فقط فکر خودم رو نوشتم. خب به هر حال همین جمله، یه مشکل ویرایشی داشت. "مشتش را در چانه ام کوبید" نه "در چانه اش" .
    راستی اونجا میخواست بگه بچه خوشگل؟؟
    میگم، خونه رو به هم ریختن سادس، اما کی اینارو جمع می کنه؟؟؟ دوستاش ؟؟ به نظرم که این کارو نمیکنن بعد خانوادش که برگشتن واقعا نمی فهمن که اینجا چه خبر بوده؟ به نظرم اگر به جای یه مهمونی بزرگ و اینطوری از یه مهمونی کوچولو موچولو و خودمونی، بین دوستای نزدیک استفاده می کردی، خیلی بهتر میشد. الان اینجا از این سم استفاده ی ابزاری کردن، نچ نچ نچ. چیا یاد مردم میدی!؟
    بچه ها راست میگن. این قسمت رو خوب نوشتی. واقعا بهتر از قبلی. گیرا تره. دیجی و این چیزا. به نظرم اون سوال پال، توی قسمت اول اینجا بی مصرف نشون داده میشه. که گفت خانوادت کی میان و یه همچین چیزی فکر کنم! چون واقعا فرقی هم نمیکرد با این اوضاع، باشن با نباشن> ولی مهمونیش ناجور بود کلا!

  9. 1 پسندیده توسط:


  10. Top | #25


    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    392
    نوشته ها
    864
    امتیاز
    6,986
    پسندیده
    2,016
    مورد پسند : 3,652 بار در 1,098 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط reza379 نمایش پست ها
    مانند کارتون تام و جری ریخت؟؟؟؟
    این جاهاش فکر کنم به داستان نمیاد. در واقع تناقض داره، با داستان. یجورایی حتی طنزش هم کرده. بعدش دیگه این اغراقه! به نظرت خیلی بد نیست که به خاطر یه دعوای بین دو دوست، یه چیز معمول، یه چیز ساده، این اتفاق بیفته؟ خیلی زیاده رویه به نظر من! این کار برای دوتا دوست، یه جورایی غیر ممکنه، اما قابل انجامه. ولی اینطور بشه، هر دو شخص تا آخر عمرشون عذاب وجدان می گیرن! مثلا هر بار که اون رو ببینه و ببینه که دندوناش ریختن، خودشو سرزنش میکنه، حالا، آیا اگر دوست خودت بود، همچین اتفاقی میفتاد؟ هر چند خب این ایرانی نیست! اما خب اینجا رو باید واقعا به نظر خودت پیش بری. من فقط فکر خودم رو نوشتم. خب به هر حال همین جمله، یه مشکل ویرایشی داشت. "مشتش را در چانه ام کوبید" نه "در چانه اش" .
    راستی اونجا میخواست بگه بچه خوشگل؟؟
    میگم، خونه رو به هم ریختن سادس، اما کی اینارو جمع می کنه؟؟؟ دوستاش ؟؟ به نظرم که این کارو نمیکنن بعد خانوادش که برگشتن واقعا نمی فهمن که اینجا چه خبر بوده؟ به نظرم اگر به جای یه مهمونی بزرگ و اینطوری از یه مهمونی کوچولو موچولو و خودمونی، بین دوستای نزدیک استفاده می کردی، خیلی بهتر میشد. الان اینجا از این سم استفاده ی ابزاری کردن، نچ نچ نچ. چیا یاد مردم میدی!؟
    بچه ها راست میگن. این قسمت رو خوب نوشتی. واقعا بهتر از قبلی. گیرا تره. دیجی و این چیزا. به نظرم اون سوال پال، توی قسمت اول اینجا بی مصرف نشون داده میشه. که گفت خانوادت کی میان و یه همچین چیزی فکر کنم! چون واقعا فرقی هم نمیکرد با این اوضاع، باشن با نباشن> ولی مهمونیش ناجور بود کلا!
    ميخواست بگه بچه خوشگل اما غش كرد......
    آخر دست به موضوع كثيفي خانه اشاره شد و دوستاي نزديك سم مونده بودن كه خونه رو تميز كنند....
    كجا از سم استفاده ي ابزاري شد؟؟؟؟؟؟
    كجاش ناجور بود؟؟؟؟؟؟؟
    امضای ایشان

  11. 2 پسندیده توسط:


  12. Top | #26



    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    341
    نوشته ها
    507
    امتیاز
    8,115
    پسندیده
    1,604
    مورد پسند : 1,233 بار در 570 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Anobis نمایش پست ها
    ميخواست بگه بچه خوشگل اما غش كرد......
    آخر دست به موضوع كثيفي خانه اشاره شد و دوستاي نزديك سم مونده بودن كه خونه رو تميز كنند....
    كجا از سم استفاده ي ابزاري شد؟؟؟؟؟؟
    كجاش ناجور بود؟؟؟؟؟؟؟
    استفاده ابزاری نشد؟؟؟ همین که این همه آدم تو خونه این حال کردن و گذاشتن رفتن، خودش استفاده ابزاریه دیگه! حالا شاید چندتا دوست خوبم موندن کمکش کنن. اونم شاید. ممکنه /
    ناجور بود دیگه. ولی من از قسمت رقص پال و اون یکی طرف خیلی خوشم اومد. مخصوصا وقتی گفتی که پال انگار استخوان نداره. یه چند تا حرکت اضافش میکردی، یعنی می گفتی چیکار میکنه، خیلی بیشتر حال میکردم
    مثلا برای بعضی ها که نمیدونن هیپ هاپ چیه گفتنش فقط کافی نیست. نمونش خودم، تا حالا زیاد، یا بگم تقریبا هیچی، موزیک ویدیوی هیپ هاپ ندیدم. اما با تعریفات، و موزیک هایی که گوش(گوش) دادم. ولی میگن رقصش کلا متفاوته. همون رباتی دیگه! به نظرم یه جوراییه! اون فیلمه رو که دادی خودت، فکر کردم دارن ادا در میارن ولی آهنگاش واقعا بهترین آهنگان!
    اما خب میدونم، اگر بخوای خیلی بگی و حرکات رو کامل کامل بگی، میشه توضیح اضافه و اعصاب خوردیو حوصله سر بری! اما اگه یه مثال کوتاه و کوچولو، و چمیدونم یکی دو خطی میزدی، فکر کنم واسه من خیلی باحال میشد، دیگه بقیه بچه ها بیان بگن اینطوره یا نه. هیپ هاپ خیلی دوست داری؟
    ویرایش توسط reza379 : 09-06-2015 در ساعت 18:12

  13. 2 پسندیده توسط:


  14. Top | #27


    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    392
    نوشته ها
    864
    امتیاز
    6,986
    پسندیده
    2,016
    مورد پسند : 3,652 بار در 1,098 پست
    میزان امتیاز
    2
    امشب ادامه ي داستان قرار ميگيره
    امضای ایشان

  15. 2 پسندیده توسط:


  16. Top | #28



    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    290
    نوشته ها
    484
    امتیاز
    2,998
    پسندیده
    3,921
    مورد پسند : 1,158 بار در 500 پست
    میزان امتیاز
    2
    بخش اول بهتر شده
    ولی انگار برخی اشکالات لغوی که گفتم رو درست نکردی! البته هر جور راحتی؛ فقط چون به ذهنم رسیدن گفتم.
    امضای ایشان

  17. 1 پسندیده توسط:


  18. Top | #29



    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    341
    نوشته ها
    507
    امتیاز
    8,115
    پسندیده
    1,604
    مورد پسند : 1,233 بار در 570 پست
    میزان امتیاز
    2
    مثلا می خواستی ادامش رو بزاری!

  19. Top | #30


    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    392
    نوشته ها
    864
    امتیاز
    6,986
    پسندیده
    2,016
    مورد پسند : 3,652 بار در 1,098 پست
    میزان امتیاز
    2
    ديشب خوابم برد.....
    اگه شد امشب
    امضای ایشان

  20. 2 پسندیده توسط:


صفحه 3 از 13 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد