نمایش نتایج: از 1 به 7 از 7

موضوع: زيباترين جملات عاشقانه کتاب ها

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    4
    نوشته ها
    801
    امتیاز
    15,784
    پسندیده
    2,860
    مورد پسند : 2,665 بار در 877 پست
    میزان امتیاز
    0

    زيباترين جملات عاشقانه کتاب ها

    سلام
    خب در پست اول يه خبر در خصوص برترين جمله عاشقانه به نقل از ونکوور سان ميزارم.
    بعدش شما بياييد و جملات عاشقانه اي كه در كتاب ها خوانيد و به ذهنتون مانده و به نظرتون زيباترين جمله بوده را بنويسيد



    به نقل از ونکوور سان، یک نظرسنجی در برایتون انگلیس نشان داد از نظر دوستداران ادبیات، یک خط از رمان «بلندی‌های بادگیر» اثر «امیلی برونته»، رمانتیک‌ترین جمله در تاریخ ادبیات انگلیسی است.

    در این نظرسنجی که 2000 نفر در آن شرکت داشتند، 20 درصد از شرکت‌کنندگان جمله‌ «روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است» را به عنوان عاشقانه‌ترین جمله ادبی انتخاب کردند و به این ترتیب کتاب «بلندی‌های بادگیر» را به عنوان عاشقانه‌ترین کتاب ادبیات انگلیسی برگزیدند.

    این جمله را کاترین ارشاو خطاب به هتکلیف به زبان می‌آورد.

    بلندیهای بادگیر (Wuthering Heights) رمانی از امیلی برونته (برانته) (1818-1848) بانوی نویسنده انگلیسی، که در 1847 با نام مستعار الیس بل منتشر شد. صفت «Whither» است که هم اسم است و هم فعل و ریشه‌ای اسکاتلندی دارد. این واژه‌ای است گویا، بیانگر توفانی که گرد خانه شخصیت اصلی داستان می‌چرخد و بدین ترتیب، فضای رمان را از نظر صدا، به شکلی نمادین تجسم می‌بخشد. داستان رمان برای مسافری تعریف شده است و او آن را به اول شخص روایت می‌کند.این رمان یکی از عجیب‌ترین و شورانگیزترین آثار ادبیات انگلیس است.

    در این نظرسنجی که 2000 نفر در آن شرکت داشتند، 20 درصد از شرکت‌کنندگان جمله‌ «روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است» را به عنوان عاشقانه‌ترین جمله ادبی انتخاب کردند.

    عنوان دوم در این نظر سنجی به «وینی پو» خرس مشهور کتاب کودکان تعلق گرفت که در یک جمله گفته است : «اگر 100 سال عمر کنی، امیدوارم من 100 سال منهای یک روز زنده بمانم تا مجبور نباشم بدون تو زندگی کنم.». داستان‌های این خرس را ای.ای.میلن خلق کرده است.

    در این میان اما جمله‌ای از مشهورترین تراژدی «ویلیام شکسپیر» مقام سوم را کسب کرد. این جمله که از نمایشنامه «رومئو و ژولیت» آمده، چنین است: «آرام‌باش! چه نوری است که از آن پنجره می‌تابد؟ آنجا مشرق است و ژولیت خورشید تابان».

    در مکان چهارم جمله‌ای از «وی.اچ . اودن» و در مکان پنحم یک جمله از دکتر زئوس نویسنده مشهور کتاب‌های کودکان رای آورد و آن جمله چنین است: «وقتی می‌فهمی عاشق شدی که می‌بینی دوست نداری بخوابی، چون واقعیت شیرین‌تر از رویاهایت شده است.»


    مکان ششم از کتاب ماندوین کاپیتان کورلی انتخاب شده و در مکان هفتم جمله‌ای از رابرت براونینگ جای گرفته است. رزموند جرارد در مکان بعد و جمله یا زا رابرت برنز در مکان نهم جای دارد. جمله‌ای از ژوزفین خطاب به ناپلئون بناپارت نیز در مکان دهم این فهرست جای گرفته است.

    فرآوری: مهسا رضایی
    بخش ادبیات تبیان
    ویرایش توسط *HoSsEiN* : 01-12-2015 در ساعت 19:54
    امضای ایشان
    زندگی زندان سرد کینه هاست، من گریزانم ازاین زندان که نامش زندگیست.



  2. Top | #2



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    29
    نوشته ها
    306
    امتیاز
    6,489
    پسندیده
    513
    مورد پسند : 1,361 بار در 399 پست
    میزان امتیاز
    2
    فردریش نیچه ! حکمت شادان !

    «آن زن اکنون دارای عقل و هوش است .
    و چگونه آن را یافت ؟
    گویند مردی به خاطر او عقل از کف داد
    اما او قبل از این بی احتیاطی عقل در سر داشت
    آیا او عقلش را در راه شیطان گم کرد ؟
    نه ! عقلش را در گرو آن زن نهاد .»

    شاید برای خیلی ها این جمله عاشقانه نباشه .... برای من سنگ هم عاشقانه است ..
    امضای ایشان
    او که ناخواسته مرا عاشق خود کرده بود مُرده ای بود زخودش هیچ نداشت جز لبخند.


  3. Top | #3


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    28
    نوشته ها
    383
    امتیاز
    1,395
    پسندیده
    672
    مورد پسند : 1,667 بار در 464 پست
    میزان امتیاز
    2
    ﺁﺩﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﺸﻖ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﻛﻨﺪ !
    ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ، ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻧﻪ ﺍﺯ ﻛﺴﯽ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﺍﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﯽ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻳﺎﺩﻡ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ.
    ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﻮﺩﻡ، ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﻮﺩﻡ، ﺍﺯ ﻋﻤﺮﯼ ﻛﻪ ﺗﺒﺎﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻓﻬﻤﻴﺪﻩ ﺍﻡ.
    ﻧﻪ !ﺁﺩﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﺸﻖ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﻛﻨﺪ...
    ﻛﻠﻴﺪﺭ / دولت آبادی


    من الان هیچی بجز قسمتی از مجموعه ویس و رامین از فخر الدین اسعد آبادی بیشتر یادم نمیاد که اونم خیلی دارن همین الان میخونن یه بیت مینویسم

    چه خوش روزی بود روز جدایی اگر با وی نباشد بی وفایی

    باقیشم خواستین مینوسم


  4. Top | #4



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    50
    نوشته ها
    441
    امتیاز
    7,970
    پسندیده
    3,836
    مورد پسند : 1,866 بار در 654 پست
    میزان امتیاز
    2
    شعر صبر سنگ فروغ فرخزاد

    روز اول پيش خود گفتم
    ديگرش هرگز نخواهم ديد
    روز دوم باز ميگفتم
    ليك با اندوه و با ترديد
    روز سوم هم گذشت اما
    بر سر پيمان خود بودم
    ظلمت زندان مرا ميكشت
    باز زندانبان خود بودم
    آن من ديوانه عاصي
    در درونم هايهو مي كرد
    مشت بر ديوارها ميكوفت
    روزني را جستجو مي كرد
    در درونم راه ميپيمود
    همچو روحي در شبستاني
    بر درونم سايه مي افكند
    همچو ابري بر بياباني
    مي شنيدم نيمه شب در خواب
    هايهاي گريه هايش را
    در صدايم گوش ميكردم
    درد سيال صدايش را
    شرمگين مي خواندمش بر خويش
    از چه رو بيهوده گرياني
    در ميان گريه مي ناليد
    دوستش دارم نمي داني
    بانگ او آن بانگ لرزان بود
    كز جهاني دور بر ميخاست
    ليك درمن تا كه مي پيچيد
    مرده اي از گور بر مي خاست
    مرده اي كز پيكرش مي ريخت
    عطر شور انگيز شب بوها
    قلب من در سينه مي لرزيد
    مثل قلب بچه آهو ها
    در سياهي پيش مي آمد
    جسمش از ذرات ظلمت بود
    چون به من نزديكتر ميشد
    ورطه تاريك لذت بود
    مي نشستم خسته در بستر
    خيره در چشمان روياها
    زورق انديشه ام آرام
    مي گذشت از مرز دنياها
    باز تصويري غبار آلود
    زان شب كوچك ‚ شب ميعاد
    زان اطاق ساكت سرشار
    از سعادت هاي بي بنياد
    در سياهي دستهاي من
    مي شكفت از حس دستانش
    شكل سرگرداني من بود
    بوي غم مي داد چشمانش
    ريشه هامان در سياهي ها
    قلب هامان ميوه هاي نور
    يكديگر را سير ميكرديم
    با بهار باغهاي دور
    مي نشستم خسته در بستر
    خيره در چشمان رويا ها
    زورق انديشه ام آرام
    ميگذشت از مرز دنيا ها
    روزها رفتند و من ديگر
    خود نميدانم كدامينم
    آن مغرور سر سخت مغرورم
    يا من مغلوب ديرينم ؟
    بگذرم گر از سر پيمان
    ميكشد اين غم دگر بارم
    مي نشينم شايد او آيد
    عاقبت روزي به ديدارم
    امضای ایشان
    ... خودخواهی و غرور، دو چیز متفاوتند، هر چند که معمولا مترادف گرفته می شوند. ممکن است کسی مغرور باشد اما خودخواه نباشد. غرور بیشتر به تصور ما از خودمان بر می گردد، خودخواهی به چیزی که دیگران درباره ما می گویند...!



    ...ممکن است بدون قصد بدخواهی برای دیگران بدی کرد و میتوان از روی سهو و خطا سبب بدبختی دیگران شد. بی فکری، عدم توجه به احساس دیگران و عدم تصمیم باعث چنین کارهایی میشود...!


    غرور و تعصب / جین اوستین / مترجم: رضا رضایی

  5. 7 پسندیده توسط:


  6. Top | #5


    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضویت
    211
    نوشته ها
    60
    امتیاز
    -332
    پسندیده
    47
    مورد پسند : 197 بار در 79 پست
    میزان امتیاز
    2
    من فکر میکردم قراره بوک پیج مکانی متفاوت با سایر انجمنا باشه!
    مگه قرار نبود تاپیکایی که شبیهش توی سایتا و انجمنای دیگست نزنیم؟

  7. 2 پسندیده توسط:


  8. Top | #6


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    4
    نوشته ها
    801
    امتیاز
    15,784
    پسندیده
    2,860
    مورد پسند : 2,665 بار در 877 پست
    میزان امتیاز
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط bella نمایش پست ها
    من فکر میکردم قراره بوک پیج مکانی متفاوت با سایر انجمنا باشه!
    مگه قرار نبود تاپیکایی که شبیهش توی سایتا و انجمنای دیگست نزنیم؟
    اين تاپيك در مورد يك خبره در دنياي كتابه و در ادامه اش از بقيه خواسته شده اگه متني به ذهنشون ميرسه بگن.
    نمي دونم جاي ديگه اي اين خبرو زدن يا نه ولي من از يكي از خبرگزاري ها برش داشتم.
    البته تفاوت خيلي خوبه دوستان بايد كمك كنند ، مثلاً‌خود شما با ايجاد تاپيك هايي با موضوع هاي تازه باعث همين تفاوت بشيد.
    امضای ایشان
    زندگی زندان سرد کینه هاست، من گریزانم ازاین زندان که نامش زندگیست.


  9. 2 پسندیده توسط:


  10. Top | #7


    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    136
    نوشته ها
    220
    امتیاز
    1,875
    پسندیده
    2,721
    مورد پسند : 1,569 بار در 385 پست
    میزان امتیاز
    0
    منم با اینجور چیزا ارتباط برقرار نمیکنم

    اگه همین الان ازم بپرسید: عاشقانه ترین جمله ای که تا بحال شنیدی چی بود؟
    میگم یه بار باب اسفنجی از پاتریک پرسید: پَاتریک! وقتی من نیستم تو چیکار میکنی؟

    پاتریک هم جواب داد: صبر میکنم تا تو بیای
    .
    .
    ولی جدا از شوخی اومدم اینجا تا چندتا کتاب رو بهتون معرفی کنم ( در واقع یک نویسنده که شاید بشناسید) به نظرم کل متن کتاب هاش عاشقانس
    خانم مریلین رابینسون یه نویسنده هفتاد ساله آمریکاییه که تا اونجا که من میدونم سه چهارتا نمایشنامه و به همون تعداد رمان نوشته.

    اولین رمانش (خانه داری) درباره دوتا خواهره که مادرشوم بعد از سپردنشون به مادر بزرگ شون میمیره ( خود کشی میکنه) بعد از چند سال مادر بزرگ شون هم میمیره و سر پرستی شون به خواهرهای پدر بزرگشون میرسه ولی اونا به سال نرسیده از این کار خسته میشن و سرپرستی بچه ها رو به خاله عجیبشون میدن و...

    منظورم از خاله عجیب این نیست که طرف جادو گره ها
    اصلاً تو این کتابا بیشتر در باره روابط و رفتار آدما با هم کار شده درباره حرفایی که میزنیم ، فکرایی که میکنیم وتصمیم هایی که میگیریم و...
    رمان دومش که چندسالی (24 سال) بعد از رمان اول منتشر شد (گیلیاد) که در واقع جلد اول یه داستان دنباله داره در باره یه کشیشه (ایمز)که تو سن بالا بایه خانوم جوان از دواج میکنه( چون کتاب الان پیشم نیست و خیلی وقت پیش خوندمش نمیتونم با اطمینان بگم ولی سن کشیش 60 و سن خانمش( لی لا) 30 بوده) والان در سن هفتاد سلگی داره برای پسرش که 7 سالشه نامه مینویسه و...

    رمان سوم یا همون جلد دوم داستان (خانه) که درباره (گلوری) دختر دوست ( ایمز) هست که داستانش با داستان گلیاد تو یه زمان و مکان اتفاق می افته ولی اینبار اتفاقات از نگاه گلوری روایت میشه

    و رمان چهارم که هنوز تو ایران چاپ نشده (لی لا یا لیلا) که همونطور از اسمش معلومه اینبار داستان رو از نگاه لیلا روایت میکنه (البته این کتاب هم در حال چاپه و تا شروع نمایشگاه کتاب تهران وارد بازار میشه)


    با اینکه تا به حال درباره چیزی اینقدر توضیح نداده بودم ولی مطمعنم اونجور که حقش بود از کتابها تعریف نکردم خیلی دوست دارم که حداقل توضیحات روی جلد یا قسمتی از کتاب ها رو براتون بنویسم ولی

    خستم خسته میفمی خسته
    کار دارم باید برم
    ویرایش توسط سهیل : 02-16-2015 در ساعت 20:06

  11. 3 پسندیده توسط:


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد